گزارشات طبیعت گردی و کوهنوردی

ملبهار،قله ایی در آن سوی بهشت

ملبهار،قله ایی در آن سوی بهشت:
قله ملبهار
قله ملبهار
در منتهی الیه جنوب غرب جلگه گیلان و هم مرز با استان زنجان قله ایی به ارتفاع تقریبی ۲۸۰۰متر جلوه گری میکند که به ملبهارمعروف است.
برای صعودبه این قله،مسیرهای مختلفی وجوددارد که عمده ترین آنها،قلعه رودخان،خرمکش و سوته هست که البته مسیر ییلاق سوته ازهمه دورتر والبته مخصوصا در بهار و تابستان از همه زیباتر است!
جنگل سیامزگی
همنوردان ما در این صعود: آقا مازیار،آقای قنبر پور(راهنما)،آقا نوید و اینجانب
در اردیبهشت نودوپنج به همراه چهار نفردیگر از همنوردان همدل، از مسیر ییلاق سوته بصورت یک ونیم روزه به این قله قشنگ صعودکردیم.
راهنمای برنامه ما اقای قنبرپور از کوهنوردان بنام منطقه شفت و،ساعت حرکت ما حدود چهارونیم عصر بود.
بعداز پارک خودروها در منزل یکی از اشنایان اقای قنبرپور ،از روستای مزکده وارد پاکوب جنگل سیاه مزگی شدیم واز همان ابتدا ،با توجه به بارندگی روزهای قبل، چالش گل ولای و شیب تند جنگلی به همراه کوله سنگین و…شروع شد!
آرایشگاه
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند،در دایره قسمت اوضاع چنین باشد…حافظ. آرایشگاه زنانه این روستا..!
ساعتی از برنامه گذشت که به مناطق بالاترو خشکتر جنگلی وارد شدیم همراه با نوشیدن آب و صرف تنقلات تجدیدقواکرده وبه راهمان ادامه دادیم.
هرچقدر بالا و بالاتر میرفتیم دشت گیلان را در زیرپای خوداحساس کرده ودر میان توده عظیم درختان تنومند سربه فلک کشیده جنگل هیرکانی جنوب غرب گیلان ،راه باریک پاکوب را به سمت ییلاق سوته زیرگامهای خودمان داشتیم.
غروب
جلگه گیلان پوشیده از ابر
همنوردان گروه کوهنوردی البرز رشت نیزدر همین روز وهمین مسیر وکمی جلوتر از ما نیز راهی همین قله بودند.
ساعت حدود ۸شب وآن هنگام که خورشید بهاری در پس افق چهره در نقاب شب میکشید در یک هوای خنک که کم کم میرفت با بادی که در حال وزش بود به سردی بگراید،منتهی الیه جنگل زیبای سیاه مزگی راطی کرده و پس از عبور از بلته(بلده که همان دروازه مسیرهای محصور شده روستائیست)وارد ییلاق سوته شده وپس از طی حدود۵۰۰ متربه کلبه های این ییلاق واردشدیم.
جلگه گیلان
نمایی دیگر از جلگه گیلان پوشیده در ابر
کلبه بزرگتر ،قبلا توسط همنوردان البرزی اشغال شده بود ولذا متصدی کلبه،کلبه ایی کوچکتر را که کمی آنطرفتر بود در اختیار ما قرار داد.
باروبنه را پائین گذاشته و پس از رفع خستگی مختصر،توام با نوشیدن چای درفکر آماده کردن شام شدیم که باسورپرایز اقای قنبرپور دایر بر فراهم کردن جوجه کباب که زحمت حمل آنرا از پائین کشیده بود مواجه شدیم…
طلوعی دل انگیز
منظره زیبای طلوع خورشید در صبح روز صعود
در چشم برهم زدنی ازطریق هیزمهایی که متصدی کلبه برایمان فراهم کرده بود آتشی که بدلیل باد امکان روشن کردنش دربیرون از کلبه نبود در داخل آن کلبه چوپانی بر افروخته شد و کباب به سیخ کشیده شد وشام آماده خوردن شد که بعداز آن پیمایش و آنهمه کالری از دست رفته بسیار چسبید.
پس از صرف شام بکمک گلیم هایی که متصدی کلبه به ما داده بود کیسه خواب خودرا روی آن گسترانیده و پس از بیرون آمدن از کلبه ورویت آسمانی مملو از ستاره که گویی اکنون به زمین نزدیکتر گردیده است به کیسه خواب خزیدیم در حالیکه در کلبه مجاورکه همنوردان البرزی اقامت داشتند برنامه شادفرهنگی در حال انجام بود..‌!
عزم صعود
از این مناظر بکر بین راهی نمیتوان براحتی گذشت. باید گاهی توقفی کرد و منظره را به لنز دوربین و حافظه ان سپرد…!
صبح اول وقت ودر تاریکی هوا از خواب بر خاستیم،بعدازصرف صبحانه درگرگ میش صبحگاه کوهستان در حالیکه از زوزه باد شب قبل هیچ خبری نبود به سوی قله ملبهار راه افتادیم.در آن صبح دلپذیر اردیبهشتی همزمان با پیمایش مسیر نظری هم به آسمان و طلوع خورشید داشتیم و درهر مکان مطلوب،عکسهایی هم برسم یادگار میگرفتیم.بوی علفهای تازه رسته،عطر گلهای وحشی با گلبرگهای زیبا،در کنار آوازخوانی پرستوها و پرندگان دشت ودمن، همزمان بابر آمدن آفتاب عالمتاب،مجموعا صحنه های دلپذیر و فراموش ناشدنی ازطبیعت ایجادکرده بود که خستگی راازتن همه ما میزدود.کم کم واردمنطقه کپه سوته(سوته بالا)شدیم ودر اینجا بود که بر فرازابرهایی که دشت گیلان راپوشانیده بودقرار داشتیم . دراینجا وقتی به پشت سرمان نگاه میکردیم میتوانستیم تپه های امامزاده اسحاق وبعضی قله های بلندتر راکه سراز ابربیرون آورده بودند ببینیم،مناظر بکر و غیرقابل توصیفی بود.
بعداز کپه سوته وارد منطقه شمشیر ژنده لاس  شدیم که صخره بزرگیست به ارتفاع تقریبی ۲۰متروطول تقریبی ۵۰متر وعرض حدودا۵مترکه بدلیل نوع خاک صخره ،در طی سالیان متمادی و ریزش برف وباران ویخ زدن آب درز سنگهای آن ومتعاقبا ترک خوردن و شکستن ،مورد فرسایش تدریجی واقع ودرنتیجه از وسط شکافته شده است گویی کسی باشمشیر آنراشکافته و نصف کرده باشد.البته ناگفته نماند که طبق معمول افسانه سرایان و خرافه پردازان از ساختن انواع باورها در مورد این صخره شکافته از هیچ کوششی فروگذار نکرده اند.ارتفاع نوک این صخره تا سطح دریا حدودا ۲۵۰۰ متر است..
بخشی از مسیر
بخشی از مسیر پیمایش
بعداز شمشیرزن وارد دایله سر شدیم وحوالی ساعت ده صبح بود که در دشت دایله سرودر جوار کلبه های چوبی آن قدری توقف کردیم و اطعام نمودیم.کوله ها را مجددا بر پشت نهاده ودر حالیکه از میان گلهای رنگارنگ و بیشمار وحشی وخوشرنگ کوهستان واز جوارنهرهای پرآب وخروشانش میگذشتیم ،راه قله برف زده ملبهاررادرپیش روداشتیم.
استراحت
کمی استراحت در ییلاق دایله سر وسپس حمله نهایی
توصیف زیبایی این بخش از مسیرواقعا ممکن نیست و ثبت آن در توان هیچ لنزدوربینی نمیگنجد!نشان به آن نشانی آلان که بعداز نزدیک به سه سال درحال نگارش آن خاطره هستم ،گویی همین آلان درآن صحنه ها قرار داشته وفیلم مربوطه رامرورمیکنم.!
گلبرگهای قلب
یکی از زیبایی های ناب این ییلاق، مشاهده انواع گلبرگها با شکل و شمایل مختلف است که گلبرگهای شکل قلب از نادرترین و خوشکلترین آنها بوده است.
بعد از دو ساعت پیمایش به پای قله رسیدیم واکنون شیب تندی را باید می پیمودیم تا روی قله قرار میگرفتیم.عزم را جزم کرده و با توان حداکثری استارت حمله آخر را زده و در ساعت دوازده روی قله قرار گرفتیم و همدیگر را در آغوش کشیدیم.نیم ساعتی روی قله ماندیم واز بالا، ناظر زیبایی های پائین دست بودیم،تابلویی نقاشی شده رنگارنگ بدست توانای نقاش طبیعت با بومرنگی چشم نواز و دشتی مفرش شده از گلهای وحشیو ملون اردیبهشتی و جویبارهای جاری در متن آن…!
رفع خستگی
کمی استراحت و رفع خستگی و محو تماشای زیبایی های این صعود دلپذیر
عکسهای یادگاری گرفتیم و سراخر،راه برگشت را در پیش گرفتیم ودر پائین قله بود که همنوردان البرزی را دیدم که به سمت قله در حرکتند.
در مسیر برگشت ،هوا کمی تغییر کرد و باد و بعد از آن نم نم باران بهاری شروع به بارش کرد که بسیار دلپذیر بود.با سرعت هر چه تمامتر مسیر برگشت به سمت سوته را پیمودیم و حوالی ساعت ۴ عصر ودر میان استقبال بینظیر باد زیبا(که فیلمش را خواهیددید )پس از ورود به سوته و صرف نهار ،کوله پشتی ها را جمع کرده وبسته وبه سمت جنگل و روستای مزکده که ابتدای حرکتمان بود را ه افتادیم و حوالی ساعت ۷ عصر به قهوه خانه مزکده وارد و بعد از صرف چای و گپ وگفتی با روستائیان انجا راهی شفت و البته رشت شدیم.
سفری کوتاه در دل طبیعت ودرعرض زمان به جایی که دیدنش به جان می ارزد….
قله ملبهار
روی قله و سرود صعود
جای همه دوستانی که نبودند خالی و مرتبه شان در دلمان عالی…

ویدئو در زیر

حتما مطالعه کنید
زيباتر از بهشت....!!

video_2016-05-09_17-55-16

نظز یادتون نره..!در انتهای همین صفحه

پی سی اسکریپت
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا