گزارشات طبیعت گردی و کوهنوردی

قله نراب(نراو یا نهراب)

   قله نراب(نراو یا نهراب)
قله نراب
  قله نراب
برنامه صعودمان به قله نراب که به نراو یا نهراب نیز مشهور است از توابع شهرستان شفت در استان گیلان در اردیبهشت ۹۷ انجام شد،قله ایی زیباوبلند در مسیری بکر در فصلی مثل بهار وماهی چون اردیبهشت حتما خاطره انگیز ومهیج خواهدبود..!

مبدا صعود ما از روستای امامزاده ابراهیم بود که به ارتفاع ۶۱۰ متر از سطح دریا واقع شده است.ساعت ۷ صبح پس از ورود به این روستا و شنیدن صحبتهای سرپرست و راهنمای برنامه ،حرکتمان را از پاکوب مشخصی که راهنما وارد آن شده بود آغاز کردیم..

از انجائیکه در طول مسیر چشمه های زیادی وجود ندارد ودر عین حال به آبدار بودن چشمه های موجود هم  اطمینانی نیست، لذا بنا به توصیه راهنما در اولین چشمه مسیر که تقریبا بعداز یک ونیم ساعت حرکت به انجا رسیدیم ضمن صرف صبحانه، بطری ها را پراز آب کرده و به حرکتمان ادامه دادیم…!

در ساعت حدود یازده و نیم صبح به دشت ونی رسیدیم ودر لابلای ابرهای آماده بارش ،قله مخروطی شکل نراب را مشاهده کردیم.بنا به گفته راهنما ،هنوز تا دو ساعت دیگر باید کوهپیمایی کنیم…
در اینجا همنوردان ما دو دسته شدند و گروهی راه قله ونی را که در نزدیکی واقع بود در پیش گرفتند و ما عازم قله نراب شدیم…

چند دقیقه از ساعت یک گذشه بود که بعد از پشت سر نهادن شیبی تند و نفسگیر به قله پر شکوه نراب به ارتفاع ۲۴۳۰متر از سطح دریا رسیدیم و رحل اقامت را جهت صرف نهار انداختیم.

اگرچه نیم نگاهی هم به ابرهای آسمان داشتیم…!

بعداز صرف نهار و گرفتن عکسهای یادگاری و با توجه به شرایط نامساعد جوی به سمت پائین راه افتادیم.البته از جاذبه های مسیر هم غافل نبودیم و بموقع عکسهایی از آنها میگرفتیم…

ازدیدنیهای مسیر،
بالاخره هرچه با همنوردان همفکری کردیم نتوانستیم تشخیص دهیم این استخوان ارواره کدام جانور است..!؟
شقایق که در این ایام میهمان همیشگی دشت و دمن است.
در برگشت و در درون جنگل،ابرهای بارش زا به زایش پرداختند و بارش دانه های درشت باران بهاری آغازیدن گرفت،در چشم برهم زدنی بارش توام با رعدوبرق چنان شدت گرفت که فرصت پوشیدن لباس ضد آب بسیارتنگ بود…!

لباس را پوشیدیم ولی کوله پشتی و محتوای آن غرق در آب بود،از طرفی با توجه به رعد برق مداوم ،اقامت در جنگل و زیر درختان جنگلی به صلاح نبود ولذا ادامه مسیررا با دویدن پیمایش کردیم
در ادامه، لباس ضد آب هم در قبال آن باران مقاومت خودراازدست داد وناچار شدیم ازاین کاور پلاستیکی جهت جلوگیری از سرد شدن بدن خود استفاده کنیم که البته بسیار مفید بود.
ساعت ۸ عصر و در میان دیدگان حیرت زده زوار امامزاده ابراهیم با لباسهایی سراسر خیس و کفشهایی مملو از گل ولای وارد روستای فوق شده و پس از ملحق شدن به گروه اول  که ساعتی قبل پائین آمده بودند و شستشوی گل ولای کفش خود، از کوچه پس کوچه ها وجوار خانه های چوبی آن عبورکردیم و سوار ماشین و عازم شهر رشت شدیم.
جا دارد از دوستان باشگاه کوهنوردی البرز که این برنامه زیبا را تدارک دیده بودند صمیمانه تشکرو قدردانی نمایم..
حتما مطالعه کنید
عنکبوتی که دام مگسی میسازد
پی سی اسکریپت
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

  1. به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
    که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها…!
    حافظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن