گوناگون

از کجا تا به کجا

ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود،به کجا میروم آخر ننمایی وطنم!

از کجا تا به کجا:
بغیر از مشاهده پدیده های طبیعی در یک برنامه کوهنوردی و طبیعت گردی ولذت بردن از آنها،یکی دیگر از آثار واقع شده در برخی از مسیرها،مشاهده بقایای گورهای قدیمی ست .
گورهایی که بمرور زمان بدلیل عوامل طبیعی شامل سیل و باران و رانش زمین یا عوامل دیگر تخریب شده و سنگهایش به حاشیه رانده شده ودرونش هویداست.گورهایی که زمانی آرامگاه کسانی بوده اندکه در این کره خاکی بدنیا آمده ،کودکی و جوانی کرده زیسته اند،بسی جولان داده اند .در زمان خود لاله رخی وسروقامتی بوده اند.دل در گروشان بوده یا دل در گرو دیگران داشته اند،عزیز و همسفر وهمراه بوده و یا در رکاب خود بسی حشم و خدم داشته اند.عزیزی بوده اند و مورد احترام واکرام .ولی اکنون دیگر نیستتد و نامی و نشانی از آنها در دست نیست .در زمین آرامیدند و خاکستر شدند و حتی خاکسترشان نیز بر باد رفته است.
مرگ در کنار دو واقعه دیگر زندگی انسانها یعنی تولد و ازدواج ، اضلاع سه گانه مثلث چرخه حیات انسانها را شکل میدهد و از بدو تولدآدمیان آنگاه که بشر به رشد و آگاهی میرسد ذهن او را به خود مشغول میدارد و سوالات بیشماری برایش ایجاد میکند که مذهبیون،عرفا،دانشمندان و حکما هریک بنوعی در صدد پاسخگویی به چند چون شکل گیری حیات و مسایل بعداز مرگ پرداخته اند .شاید در فرهنگ ما خیام بیشتر از همه در این موضوع تعمق کرده و خواسته با زبان شعر آنچه که برسر آدمی می آید را بیان کند:
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که مارا چه رسید
از خاک برآمدیم و بر باد شدیم…
امروزه غالب فیزیکدانان و دانشمندان بدنبال کشف حیات از نوع زمینی در سایر کرات آسمانی و نیز حیات غیرکربنی(حیات مبتنی بر پایه سایر عناصرطبیعی مثلا سلیکون و….)هستند.اگرچه هنوز علم نتوانسته چند و چون آنها را دقیقا آشکار سازد ولی چرخه زیست و تبدیل شکل ماده، خود گویای ادامه حیات بعداز مرگ به اشکال دیگر است.
در هردشتی که لاله زاری بوده ست
از سرخی خون شهریاری بوده ست
هرشاخ بنفشه کز زمین میروید
خالیست که بر رخ نگاری بوده ست
گورهایی که امروزه مورد لگدمال رهگذزان و عابران وشاهدان و ناظران قرار میگیرند ای بسا در روزگانی خود سواران و سالارانی بوده اند که هرگز فکر نمیکردند روزی خاکشان یعنی جان و تن و اسختخوانشان اینگونه خوار و لگدمال گردد.
دیدم به سر عمارتی مردی فرد
کو گل بلگد میزد و خواری میکرد
وان گل بازبان حال با او میگفت
ساکن،که چو من بسی لگدخواهی خورد!

حتما مطالعه کنید
روز حافظ
بقایای یکی از گورهای مسیر ارتفاعات شلم آجار در شهرستان شفت
بقایای چند گور قدیمی در مسیر روستای دارستان رودبار

پارس گیلدا
از کجا تا به کجا

پی سی اسکریپت
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا