برش کتاب

بر باد رفته

زانو نخواهم زد حتی اگر سقف اسمان بر سرم فرود آید!

بر باد رفته:

از جمله رمانهای لیست انتظارم برای مطالعه،برباد رفته مارگارت میچل بود.این رمان دو جلدی ۱۳۰۰ صفحه ایی،وقت زیادی برای مطالعه می طلبید که بالاخره در لابلای کارهای روزمره امسالم فراهم شد.

نقل کرده اند که مارگارت با این شرط تن به ازدواج داده بود که شریک زندگی او برای مطالعه اش مزاحمتی ایجاد نکند.شوهرش نه تنها برای همسر روزنامه نگارش که عاشق مطالعه بود مانعی ایجاد نکرد بلکه هر روز او را تا کتابخانه مرکزی شهر مشایعت کرده و بعداز اتمام مطالعه نیز به دنبالش می رفت و با هم به خانه بر میگشتند.یکبار شوهرش به او گفت به جای اینهمه کتاب خواندن یک کتاب بنویس!.

بر باد رفته

مارگارت هم نشست و رمانی خلق کرد با نام اولیه بقا که بعدها بنا به پیشنهاد ناشرش،این عنوان به بر باد رفته تغییر یافت.

این اثر به فاصله کوتاهی از تاریخ انتشار،شهرت جهانی یافت و چندی بعد برنده جایزه ادبی معتبر پولیتزر شد.
شخصیتهای اصلی این رمان محدود به چند نفر خاص هستند و غالب ماجراها حول دختری نازپرورده و زیبارو از خانواده متشخص اوهارا بنام اسکارلت دور می زند که زندگی او در عنفوان جوانی،در کوران جنگهای انفصال جنوب و شمال در  امریکا دستخوش فراز و فرودهای گوناگون میشود.او عاشق اشلی است که اشلی خود سودای عشق دختر دیگری به نام ملانی را در سر دارد.

اسکارلت تسلیم نمی شود

ازدواج های مصلحتی اسکارلت،از دست دادن نزدیکان در جنگ،قتل وغارت و ناامنی و مهاجرت و از دست دادن ثروت و مبادرت به پرستاری مجروحان جنگی، گاهی و حتی مبادرت به مامایی خانگی که هیچ سررشته ایی از آن ندارد،کارگری در مزرعه،مبارزه با متجاوزین و حتی قتلشان و تحت تعقیب بودن تا احداث کارخانه چوب بری که کاری مردانه و دور از شان و منزلت یک زن در آن دوران بوده است تنها بخشی از سرنوشت محتوم این دختر در آن دوران بوده که برای بقا و زیستن نه تنها مسئولیت تامین مالی خود و خانواده اش را بر عهده دارد بلکه ناملایمات روحی روانی ایام جنگ هم که متوجه اطرافیان می گردید را نیز باید بنوعی تمشیت کند.

دراین گیرو دارها اما اسکارلت اوهارا هیچگاه واژه ایی بنام تسلیم نمی شناسد و علاوه بر اینکه خود سعی دارد بحرانها را مطابق شرایط،هدایت کند که نقطه اتکایی نیز برای اطرافیان خود نیز هست.

اسکارلت سخت کوش

در این فراز و فرودها اسکارلت قضاوت میشود گاهی تحسین وگاهی هم بخاطر برخی رفتارهایش که شرایط جامعه بر او و تصمیماتش تحمیل می کند مورد انزجار و نفرت برخی اطرافیان  قرار می گیرد ولی به هرحال ادامه می دهد.

رمان اگرچه قدمت ۱۷۰ ساله آنهم برای جامعه آمریکا دارد ولی گویی وضعیت امروز جامعه ما را به تصویر کشیده است.جامعه ایی که مردمانشان هرکدام بنوعی چیزباخته اند و آمال و آرزوهای فراوان برباد رفته ایی دارند ولی برای بقا مبارزه می کنند،می جنگند،کار می کنند،برخی مهاجرت می کنند و نگران اقوام و بستگان و هموطنان خویشند و آنان که هستند درست است از استانداردهای معمول ومعقول زندگی محرومند ولی بنوعی خود را با محیط و وضعیت آن انطباق می دهند که بمانند.

مارگارت اسیر تقدیر

شاید اگر تقدیر رخصت میداد که مارگارت جانش را در اثر یک سانحه تصادف از دست نمیداد این رمان را ادامه میداد تا فرجامش نیکوتر از بربادرفتگی به انجام برسد.

رمان بر باد رفته برای همگان مخصوصا آنانکه که از زیستن در جامعه با شرایط موجود را موجبات افسردگی و فناشدگی می دانند ارزش خواندن دارد که برای اهل تفکر بسیار پندها و عبرتها در پی دارد.

پیام رمان

پیام رمان بسیار ساده است!
زانو نخواهم زد حتی اگر سقف اسمان بر سرم فرود آید!

پارس گیلدا

بر باد رفته

مطالب بیشتر

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل ، پدر و پدربزرگ ؛ علاقمند به کتاب،طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی... هیچ چیز مقدستر از آگاهی نیست،بزرگترین فضیلت آدمیان آگاهی ست و آگاهی یعنی مطالعه و مطالعه و مطالعه...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا