زندگی در پیش رو:
زندگی درجوامعی که بر پایه های طبقه بندی های متدوال اجتماعی درجوامع سرمایه داری بنیان نهاده شده یک ویژگی منحصر به فرد دارد و آن اینکه به دلیل طبیعت ارتباط افراد هم طبقه با هم،غالب آنها از چگونگی گذران زندگی طبقات بالادست و فرودست چندان اطلاعی ندارند.به زبان عامیانه شادی وغم آنها با هم متفاوت است.
کتاب زندگی درپیش رو اثر رومن گاری،نویسنده فرانسوی شرح زندگی روزمره کودکی روسپی زاده بنام محمد بانام مستعار مومو است.اصالتا عرب الجزایره ایی تبار که فاقد شناسنامه بوده وبه همراه دیگر بچه های نامشروع درپانسیونی به مدیریت خانم رزا،که او هم یک روسپی بازنشسته و۶۸ ساله یهودی وبازمانده ایی از اردوگاه اشویتس است زندگی می کنند.
پانسیون کودکان بی سرپرست
رُزا علاوه بر برخورداری از اضافه وزن به شدت مریض است ولی کماکان،پانسیون او محل اقامت این کودکان بی سرپرست است که مقرری ماهانه برخی از آنان مثل محمد که بزرگترینشان است مدتهاست پرداخت نمی گردد.این کودکان که به جهت ترس از دستگیری توسط پلیس فرانسه واعزامشان به موسسات مددکاری اجتماعی خود را در خانه رزا حبس کرده اند،اکنون بنوعی او را که با بیماری های متعددش دست وپنجه نرم میکند وبدلیل وزن زیادش قادر به رفت و امد به طبقه ششم ساختمان بدون اسانسورش نیست درهمان طبقه ششم،تیمار می نمایند.
زندگی در پیش رو،شرح چگونگی تعامل مردمان طبقه ایی مطرود ازجامعه یک طبقاتی است که از ملیتها و مذاهب گوناگونند وعمدتا نیز مهاجرین عرب و آفریقایی هستند.از امکانات و رفاهییات زندگی معمول،برخوردار نبوده حتی از آزادی ارتباط و تردد در اماکن عمومی نیز وحشت دارند ولذا در درون خود برای زنده ماندن،مکانیزمی ایجاد میکنند و تحت آن با هم تعامل دارند.
سرانجام نویسنده رمان
نویسنده این کتاب یعنی رومن گاری،فیلم نامه نویس،کارگردان،خلبان جنگ دوم و دیپلمات سابق است.شاید دلیل خودکشی او با گلوله در سن ۶۶ سالگی متاثر از آگاهی او از تضادهای وحشتناک ناشی از این نوع تفاوتها در جامع سرمایه داری فرانسه باشد که بین مردمان جامعه(مخصوصا جامعه مهاجر) دیوار حائلی می سازد تا انها را در پس دیوارها،از طبقات دارا و مردمان برخوردار بطور کامل جدا سازد.
مطالعه این کتاب، آن روی سکه جوامع مثلا پیشرفته و مدرن را نشان میدهد و آشکار می سازد که برخلاف بسیاری از برداشتهای عوامانه،وقتی به درون این جوامع دقیق می شویم،اوضاع همچین هم گل وبلبل نیست و گسلهای طبقاتی به بدترین شکل ممکنه مخصوصا در خصوص مهاجرین و محکومین به سرنوشت خاص مثل محمد عرب تبارکه خود در بروز آن نقشی نداشته اند بیداد میکند.
زندگی در پیش رو


