امثال و حکم
سیم آخر زدن
سیم آخر زدن
منظور از سیم، سکه نقرهایست، و سیم آخر یعنی آخرین سکهای که ته جیب مانده است. گویا قمار بازان کهنه کار وقتی که مرتبا میباختهاند دست آخر به امید یافتن راه نجاتی در نومیدی،آخرین سکه سیمین خود را هم خرج میکردهاند و اصطلاحا میگفتند:
این هم از سیم آخر، هر چه بادا باد…

پارس گیلدا
دست به کاری بزنی که دیگر عواقب آن برایت مهم نباشد. مثل زمانی که کسی در فشار و تنگنای زندگی قرار بگیرد، عصبی شده و از روی ناچاری دست به هرکاری بزند و از عاقبتش نترسد.
ریشه این اصطلاح هر کدام که باشد، در فرهنگ عامه زمانی برای کسی به کار می برند که دیگر به جایی رسیده که به حرف مردم و آبرویش فکر نمی کند و به هر دری می زند تا بلکه راهی برای نجات از مشکلاتش پیدا کند

