برش کتاب

شب سراب

شب سراب نیرزد به بامداد خمار

شب سراب:

اگر رمان بامداد خمار اثر خانم فتانه حاج سیدجوادی را خوانده ویا موفق به دیدن سریالش شده باشید،خواهید دید روایت دلباختگی دختری اشراف زاده به نام محبوبه به شاگرد نجاری یتیم از قشر فقیر جامعه در انتهای دوره قاجار و ابتدای پهلوی اول است.قطعا مناسبات اجتماعی وباورهای و اعتقادات سنتی آن روز،این عشق آنهم از طرف یک دختر به پسر را بر نمی تابد و در قبالش جبهه خواهد گرفت که چند و چونش را در خلاصه نویسی آن کتاب توضیح دادم و در صورت تمایل میتوانید اینجا بخوانید.

وجه تسمیه بامداد خمار وشب سراب

نویسنده کتاب بامداد خمار نامش را از این بیت سعدی به عاریت گرفته است:
به راحت نفسی،رنج پایدار مجوی/ شب شراب نیرزد به بامداد خمار.
اکنون خانم ناهید پژواک نویسنده کتاب شب سراب که برخی آن را جلد دوم بامداد خمار قلمداد می کنند نیز به تاسی از خانم حاج سید جوادی نام اثر خود را از همان بیت گرفته و بر کتاب خود نهاده است.

کتاب بامداد خمار روایت یکسویه یک ازدواج ناموفق یک زوج از دو خانواده با دو پایگاه اجتماعی متفاوت برخلاف سنت روز بوده است که کاراکتر اصلی آن محبوبه بوده است.کتاب شب سراب نقل همان داستان از زبان رحیم نجار،زوج محبوبه بوده که دلایل به سرانجام نرسیدن زندگی مشترک را از زبان خود نقل میکند.

هر کسی از ظن خود!

آنچه در این ناکامی دخیل و ذیمدخل است عدم رابطه محبوبه با خانواده خود در اوان زندگی مشترک و طبعا عوارض ناشی از این عدم ارتباط و متعاقبا تغییر روحیه،افسردگی،پرخاشگری و کدر شدن رابطه با همسر حتی برغم تولد فرزندش از یکسو و از طرف دیگر حضور پررنگ مادر رحیم نجار در این زندگی و دخالتهای گاه و بیگاهش و تشرها و سرکوفتهایی که گاهی در بگو مگوهای خانوادگی بدلیل علاقه اولیه محبوبه به رحیم نثار می شد به این تنشها دامن زد.

مطالعه این دو کتاب و قرار دادن مطالب آن در کنار یا امتداد هم خواننده را به این قضاوت بیطرفانه کبوتر با کبوتر باز با باز می رساند و گوشزد می کند که برغم تحولاتی که جامعه در شرف توسعه و مدرنیزه دارد،الزامات زندگی مشترک و نگاه خانواده ها به این مقوله می طلبد که در انتخاب شریک زندگی و به اصلاح امروزی ها پارتنر باید دقت و وسواس کافی به خرج داد و از مشورتها و راهنمایی های اطرافیان بهره جست.وگرنه عوارض روحی روانی عدم تفاهم ها که متوجه شخص و خانواده های آنها میگردد در جامعه ما و فرهنگی که در آن زندگی می کنیم غیرقابل پیش بینی و عذاب آور است.

روح هر دو رمان در گذشته ها پرواز دارد و خواندنش برای نسل جوان که روابط اجتماعی جدیدی را در زندگی مشترک تجربه می نمایند چنگی به دل نمی زند و جالب توجه نیست اگرچه برای نسل قدیمی تر تجدید خاطره و خواندنش برای یکبار می ارزد!.

شب سراب

پارس گیلدا

مطالب بیشتر

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل ، پدر و پدربزرگ ؛ علاقمند به کتاب،طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی... هیچ چیز مقدستر از آگاهی نیست،بزرگترین فضیلت آدمیان آگاهی ست و آگاهی یعنی مطالعه و مطالعه و مطالعه...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا