اجتماعی

تاریخ اجتماعی تهران

تاریخ اجتماعی تهران
كتاب “تاريخ اجتماعي تهران در قرن سيزده”تاليف جعفر شهري ،كتاب جالبيست و خواندن آنرا به دوستان عزيزتوصيه ميكنم…..
با خواندن اين كتاب كه بخش كوچكي از آن در زير مي ايد ناخودآگاه به بسياري از سوالات ما در مقوله عقب ماندگي فرهنگي واقتصادي ونيز شناخت واقعي خادمين وخائنين به مردم و منافع ملي ما واز همه مهمتر ميزان پيشرفت ما نسبت به زمان وقوع وقايع مندرج در اين كتاب ارزشمند پاسخ داده ميشود…..!
جعفر شهري، در اين مجموعه از زمان هايي مي گويد كه در آن هنوز مردم تقويم تاريخ خود را گرد رخدادهايي بزرگ سامان ميدادند و شاخص هاي تاريخ شان ، وقايعي چون سال قحطي و سال مشمشه بود. شناسنامه اي در كار نبود و هر كس نام و كنيه اي داشت كه تبار يا حرفه يا ويژگي جسماني اش را مي شناساند.
در تهران قديم، حتي براي رساندن نامه اي، مردم نيازمند اين روابط شخصي بودند، كما اينكه وقتي كسي براي گريز از غربت مشهد، نامه اي به مادرش به تهران ميفرستد، نشاني اش را چنين مي نويسد:
از مشهد به تهران ، حياط شاهي ، دم چنار ، بدست كربلايي بقال رسيده، زحمت كشيده به منزل حاج الله يار رسانيده ، خديجه خانم در يافت فرمايند، قبول زحمت كرده ، به حاج مهدي صراف كوچه ي حوله باف ها برسانند.
تهران آن زمان خندق داشت و از پنج محله تشكيل ميشد و سيزده دروازه حدود آنرا مشخص ميكرد. رفت و آمد به شهر تنها بين اذان صبح و غروب ميسر بود و عوارضي به همراه داشت.
خندق ها محل سكونت الواط و بقول جعفر شهري ” اراذل و فقرا و غربا و كولي ها و شتر دزدان و فواحش و دراويش و قلندران بود. چرس و بنگ و حشيش در آن رواج داشت و دوغ وحدتش مشهور بود، گاهي هم در شبهاي مهتاب محل تمرين ساز و كمانچه تازه آواز خوانها و مطربهاي مبتدي بود.”
بعد از چندي، خندق ها را پر كردند و دروازه ها ويران شد و چهار خيابان شهباز، شاهرضا، سي متري، و شوش، در محل آنها احداث گرديد.
شب ها ، بعد از غروب آفتاب و زدن شيپور بگير و ببند ، محله هاي تهران دويست و پنجاه هزار نفري ، در قرق نايب هايي بود كه با مشتي داروغه ، جان و مال مردم را در چنگ قدرت خود داشتند، اصل حاكم بر نظام قضايي اين بود كه:
تا نباشد چوب تر ……فرمان نبرد گاو و خر ..!!
ديري نپاييد كه اتومبيل و كاميون هم به تهران آمد . خيابان چراغ گاز كه پيشتر محل گرد آمدن و تعمير گاري ها بود به مركز گاراژ ها بدل شد . رانندگان منزلتي عجيب يافتند . در آمد شان سرشار بود و مايه مباهات هر دختر داري اين بود كه شوفري به خواستگاري دخترش برود.
سالها طول کشيد تا مردم وسايل قديمي رفت و آمد ، مانند اسب و الاغ و قاطر و شتر و كجاوه و پالكي و عماري و كالسكه و درشكه و دليجان را رها كرده و به ماشين روي آوردند.
بسياري از مردم از ماشين گريزان بودند يا آنرا در شمار عجايب هفتگانه مي انگاشتند و مانند دوچرخه از علايم آخر الزما ن ميدانستند.
مي گفتند : همان مركب هايي هستند كه خبر شان رسيده كه نه خر هستند و نه اسب و بدون كاه و جو و يونجه و عليق حركت مي كنند . و با ظهور آنها زمان به آخر مي رسد!
همزمان با اين تحولات، چراغ گازي و ماشين دودي و اندكي بعد چراغ برق هم به تهران رسيد و بخش هاي مهمي از شهر را از خاموشي شبانه نجات داد.
طولي نكشيد كه سيد ضيا، كباده كش نوعي تجدد دوستي شد. شايد برنامه ي كابينه ي او كه به كابينه ي سياه و كابينه نيم بند شهرت داشت و به معماري انگليس بر سر كار آمده بود به ناكامي تجربه ي تجدد در ايران كمك كرد.
جعفر شهري ، سياهه اي از اقدامات و تصميمات كابينه ي سيد ضيا الدين تهيه كرده كه نمونه هايي از آن عبارتند از:
هر كاسب ، بجز نانوا و كله پز و حمامي، بايد دكان خود را اول آفتاب باز، و اول غروب تعطيل كند .
هيچ كاسب ، بجز بقال و پزنده و نانوا ، حق ندارد روز هاي جمعه دكان خود را باز و داد و ستد كند .
هر نانوا ، مكلف است براي نان ها كه از تنور بيرون مي آيد ، سكوي آجري بسازد .
هر خوراكي فروش ، اعم از نانوا و قصاب و كله پز و آبگوشتي و كبابي و يخني پز و فرني پز ، بايد كف دكان خود را آجر فرش كند .
سگ هاي خانگي بايد قلاده شده زنجير داشته باشند .
كبوتر بازي اكيدا قدغن است .
سر بريدن حيوانات ، امثال گوسفند و مرغ و خروس در انظار و ملا عام بكلي ممنوع است .
داد زدن توي كوچه ها ، توسط طواف ، دوره گرد ، طبقي ، كاسه بشقابي ، قبا ارخالقي ، قفل و كليدي ، ميوه فروشي ، گردويي ، و امثال آن و همچنين تعارف و اصرار كسبه به مشتري و بفرما زدن چلويي و آبگوشتي و غيره ممنوع .
از اين تاريخ ، كليه ي احزاب منحل ميشود .
مصرف ترياك و شيره در انظار و قهوه خانه ها ممنوع .
هيچ كس از اهالي حق ندارد در معابر به قضاي حاجت بپردازد .
قداره كشي و نزاع و عربده كشي و حمل كارد ، چاقو ، قمه و قداره ، موجب مجازات سنگين است .
نا بينايان بايد بازو بند از پارچه ي زرد و عصا در دست داشته باشند.
اجتماعات خياباني قدغن است.
معركه گيري، مار گيري، تلكه گيري، گدايي، كلاشي، رمالي، دعا نويسي و ولگردي، ممنوع.
آب خزينه هاي حمام بايد همه هفته تعويض شود.
كوره هاي حمام بايد دود كش داشته باشند….
اکنون ودر پایان توصیه میکنم یکبار دیگر این مطلب را بخوانید..!

پارس گیلدا
تاریخ اجتماعی تهران

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا