سال بلوا:
رمان سال بلوا یک رمان از مرحوم عباس معروفی است.چاپ چهل یکم آن به سال 1382 بر می گردد.به گفته نویسنده نگارش این رمان عاشقانه با طعم سیاسی،سه سال و اندی طول کشید.
رمان،سرگذشت نوش آفرین همان نوشا دختر زیباروی سرهنگ نیلوفری در شیراز است که در اوایل پهلوی اول جهت سرکوبی اعتراضات منطقه و برقراری نظم و امنیت و در رویای ارتقای شغل از طرف رضاخان بود ک علی رغم انتظار طولانی،هیچوقت محقق نشد.
آرزوی بربا رفته
سرهنگ نیلوفری،در نهایت آرزو به گور شد.تنها فرزندش،نوشا به همراه مادر به سنگسر سمنان نقل مکان کرد و در انجا سکنی گزید.نوشای زیباروی اما دل در گرو حسینا همان کوزه گر مرموزی داشت که گویا در پی یافتن برادرانش یعنی سیاوش و اسماعیل در سنگسر اقامت گزیده بود.
اما سرنوشت اینچنین رقم میخورد که نوشا به توصیه و تاکید مادر از عشق حسینا به ظاهر صرفنظر می کند و به ازدواج دکتر معصوم تازه از فرنگ برگشته در می آید.ازدواجی که فرزندی در پی ندارد واز طرفی یاد و عشق حسینا که به خاطر فعالیتهای سیاسی مخفیانه می زیست از خاطر نوشا محو نمی گردد.
ناامنی در سنگسر در سایه جزام
اکنون سنگسر ناامن،گرفتار بیماری جزام است و سروان خسروی که در پی خواباندن شورش و تادیب مخالفان حکومت در پی برپایی دار جهت اعدام مخالفان است برای افراد مظنون مرتبا خط و نشان می کشد که حسینا از زمره این مظنونین است.
ادامه این رمان جذاب که در هفت بخش و با عنوان های شب اول تا شب هفتم نگارش یافته داستان این عشق و آن ازدواج بی سرانجام در سایه فعالیت های سیاسی گروهای مسلح و گاه ترورهاو …ادامه می یابد.
بنظرم لازمه فهم دقیق این رمان دوباره خواندنش است تا خواننده خود بتواند ضمن مرور بخش های رمان و چینش مناسب بخشهای به ظاهر متفرقش در کنار هم،سناریوی آن را کامل نماید.
سال بلوا


