برش کتاب

چرا خون نگریم

ماجرای قتل ناصرالدین شاه

چرا خون نگریم

میرزا علی‌اصغرخان اتابک از سیاستمداران معروف دوره قاجار با سه تن از پادشاهان قاجار در قبل و بعد از انقلاب مشروطیت کار کرد و در نزد هر سه صدراعظم بود.

وقتی ناصرالدین‌شاه در حرم عبدالعظیم ترور شد،بخاطر اینکه ولیعهد در تبریز بود و بزودی نمیتوانست به  تهران بیاید و تاج و تخت را تحویل بگیرد و جهت عاقبت اندیشی و جلوگیری از شورش مردم با ترفندی  جنازه‌اش را با نمایش این که هنوز زنده است، توی درشکه گذاشت و به کاخ سلطنتی آورد.حالا کار کمی سخت شده بود چراکه باید سریعا  پیامی به تبریز میفرستاد و ولیعهد را از موضوع اگاه میکرد واو را سریعا به تهران می آورد و اینکار ،خودش میتوانست سبب درز اطلاعات و لو رفتن خبر مرگ ناصرالدین شاه و عواقب بعدی آن گردد !لذا کاری که او کرد این بود یادداشتی برای مظفرالدین شاه منتظرالتخت  نوشت که در آن فقط این شعر سروده او درج بود:

چرا خون نگریم؟ چرا خوش نخندم؟
که دریا فرو رفت و گوهر برآمد

 به قول ادبا و اگاهان این شعر هم  تبریک دارد، هم تسلیت دارد، هم خبر دارد،ضمنا چون تملق هم دارد لذا   برای خودش  تثبیت شغل هم  دارد، !

اقتباس از: جامعه‌شناسی خودمانی
حسن نراقی

پارس گیلدا
چرا خون نگریم

مطالب بیشتر

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا