گزارشات طبیعت گردی و کوهنوردی

صعود به قله دماوند از رخ غربی

صعود به قله دماوند از رخ غربی

وقتی کوهنوردی را شروع کردم هرگز به فکر صعود از قله دماوند نبودم ومرداد۹۷ از اینکه در حال آماده سازی برای صعود به قله دماونددر سومین سال متوالی بودم خیلی خوشحال بودم.
حقیقت امر این است که حس و حال یک کوهنورد را خودش و همنوردان وهم حرفه ایی های او میفهمند وآنان که کوه نمی روند وبا این ورزش میانه دوستی ندارند قادر به درک کوهنورد و لذت ورزش کوهنوردی نیستند!البته ناگفته نماند برای انجام درست و ایمن هرکاری در هر زمینه ایی باید به اصول واستاندارها آن کار مقید بود و نیز تسلیم تجربه هایی شد که بعتوان یک سرمایه گرانبها برایمان از گذشته به یادگار مانده اند .
قطعا ورزش کوهنوردی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

رخ شمالی ونیز رخ شمال شرق دماوند را به ترتیب در مرداد سالهای ۹۵ و ۹۶ صعود کردم که گزارش صعود به آنرا میتوانید در لینکهای زیر همین گزارش  بخوانید و امسال با باشگاه کوهنوردی سپهر قصد صعود به قله سپیدپوش دماوند از رخ غربی را داریم.از هفته ها و بلکه ماهها قبل،برنامه آماده سازی در دو سطح انفرادی وتیمی انجام شدکه انفرادی شامل دویدنهای منظم هفتگی در پارک شهر وتیمی شامل صعود به قلل داخل و خارج استان نظیر درفک،نهراب،توریشوم،شاه معلم،بزاکوه،سرچال و… بود که با باشگاه های مختلف انجام شد.با مطالعه گزارشات صعودتیمهای مختلف که در سالهای گوناگون از این جبهه به قله صعود کرده بودند سعی شد که آمادگی ذهنی لازم جهت انجام درست این برنامه حاصل شود که آمادگی ذهنی مثل آمادگی بدنی شروط اساسی موفقیت در برنامه های کوهنوردیست.

ساعت ۱۲ شب مورخ هشتم مرداد نود وهفت تعداد سی نفر از همنوردان در محل ایستگاه رودبار- رستم آباد واقع در محل پپسی(رشت) گرد هم آمدند و در ساعت حدود 12:40 در میان بدرقه گرم تعدادی از همنوردان و خانواده هابا دو دستگاه مینی بوس عازم قرارگاه کوهنوردی پلور شدیم.با توجه به اهمیت خواب، جهت داشتن یک صعود راحت،همه همنوردان سعی نمودند تمامی طول زمان حضور خود در ماشین را یعنی تا ساعت ۱۲:۳۰ظهر مورخ نهم مرداد که وارد پارکینگ قرارگاه کوهنوردی پلور شدیم ، استراحت نمایند.بعد از پیاده شدن از مینی بوس و تعویض لباس وصرف نهار مختصر ، در ساعت ۱۳:۳۰بلافاصله سوار چند دستگاه ماشین پاترول که برای انتقالمان به پای کار ،اجاره شده بودند ،شدیم ودر ساعت 15 با طی مسیر 20 کیلومتری پلور به پارکینک سیمرغ که قسمت اعظمش هم خاکی و ناهموار است به پارکینگ مزبور که در ارتفاع 3400 متری از سطح دریا واقع است شدیم و بار و بنه را بر زمین نهادیم.

از انجائیکه تصمیم بر آن بود که وسایل را خودمان حمل کنیم با توجه به وجود وقت کافی، کوله پشتی ها را بر پشت خود نهاده ودر ساعت 15:30 با گامهای آهسته به سمت پناهگاه سیمرغ راه افتادیم.ساعت 20 به پناهگاه سیمرغ که در ارتفاع 4200 متری از سطح دریا قرار دارد رسیدیم وبا توجه به وجود کوهنوردان دیگر در پناهگاه،عده ایی در داخل پناهگاه و گروهی نیز در بیرون از پناهگاه و در داخل چادرها پس از صرف شامی سبک به استراحت پرداختیم.استراحت در این ارتفاع با توجه به پائین بودن غلظت اکسیژن و مشکل همهوایی برای برخی از همنوردان خالی از اشکال نبود ولذا صدای سختی تنفس برخی از همنوردان حکایت از این ناهمگونی داشت.

آن شب را به هر ترتیبی بود در پناهگاه سیمرغ سپری کردیم و صبح ساعت 5 از خواب برخاستیم و پس از صرف صبحانه ایی مختصر ،کوله های سبک یا همان کوله حمله را برداشته و بر پشت نهادیم وراس ساعت 6:20 بجز چهار نفر که با نظر سرپرست برنامه اجازه صعود نیافتند بقیه 26 نفر پس از انجام نرمشهای لازم به سوی قله رهسپار شدیم.هوا در بدو امر نسبتا خوب و البته سرد بود و سردی هوا در جبهه غربی دماوند تاساعت 10 صبح که از ویژگی های بارز این جبهه است بدلیل عدم تابش نور خورشیداست.هرچقدر که ارتفاع میگرفتیم محو تماشای جاذبه های اطراف مخصوصا دریاچه زیبای سد لار قرار میگرفتیم وبا استراحتهایی که تقریبا هر یکساعت ده دقیقه در نظر گرفته شده بودبا صرف تنقلات و میوه و اب و…تجدید قوا کرده و مجددا راه می افتادیم.

تقریبا دو ساعتی از صعودمان گذشته بود که با برامدن خورشید و پرتو افشانیش از سمت شرق، سایه با عظمت قله دماوند را بصورت مخروطی کامل که نوکش تا لب دریاچه لار امتداد داشت قابل رویت بود که البته زمان خوبی هم برای برداشتن عکس و ثبت این لحظه های کمیاب بود.تا ارتفاع 4800 هوا خوب و وضعیت مناسب بود که در اینجا سه تن از همراهان بدلیل خستگی تصمیم به برگشت گرفتند.از این لحظه ببعدکمی وضعیت هوا تغییر کرد و در چشم برهم زدنی ،هوای مطلوب و مناسب صبح جایش را به برف خشک ویخ زده ایی داد که با باد به سر وروی همنوردان میپاشید.در این لحظه تیمهایی را میدیدیم که بدلیل نامساعد بودن شرایط جوی در حال برگشت بودند، منتهی تیم ما با 23 نفر به راه خود ادامه داد که در ارتفاع ۵۲۰۰ رعد وبرق هم شروع شد.وقوع رعد برق در ارتفاعات همیشه نگران کننده است حتی نگران کننده تر از برف و باران وسرما!در این لحظه باتومهای فلزی را در گوشه ایی گذاشتیم و به زیر صخره ایی پناه گرفتیم تا کمی وضعیت مطلوب شود.برخی از همنوردان شدیدا احساس سردی میکردند بعد از کمی آرامش، مجددا به مسیر خود که اکنون کمی ریزشی هم شده بود ادامه دادیم .

در این لحظه حال یکی دیگر از همنوردان بد شد که دو نفر دیگر ا و را به پائین منتقل کردند.در نهایت در ساعت 14:30 مورخ نهم مرداد نود وهفت به همراه باقیمانده همنوردان در شرایطی از رخ غربی پای بر بام ایران نهادیم و آستان او را بوسیدیم که همه جای شطح  قله را برف و مٍه فرا گرفته بود وبرف در حال بارش بود وبه فاصله چند متری دید مناسبی وجود نداشت.با توجه به درجه برودت هوا در قله و احتمال بدتر شدن وضعیت، بلافاصله مبادرت به گرفتن عکس یادگاری دستجمعی و انفرادی وخواندن سرود قله نمودیم ودر ساعت 15 به سرعت راه پناهگاه سیمرغ را در پیش گرفتیم.

بعد از چند صد متر کاهش ارتفاع مجددا وضعیت هوا به حالت نرمال برگشت .پیمایش به سمت پائین با استراحتهای منظم بین راهی ادامه یافت و در نهایت درساعت 19:30 به پناهگاه سیمرغ رسیدیم.پس از صرف شام مختصر واستراحت قرار شد ساعت شش صبح دهم مرداد پناهگاه را ترک و به سمت پارکینگ سیمرغ رهسپار و بعد هم عازم رشت شویم.صعودمان به قله ار رخ غربی دماوند به خوبی انجام شد اگرچه در روی قله هوا بشدت نامساعد بود ومثل سالهای قبل امکان دیدن اطراف واکناف کاسه قله ودیگر کوهنوردان امکانپذیر نبود ولی همینکه این صعود به سلامتی وبدون بروز مشکل خاص برای همنوردان انجام شده بود باعث شادی و شعف همه بود و خاطره ایی ماندگار در یاد وخاطره همه همنوردان برجای گذاشت.جای همه دوستانی که نبودند خالی

گزیده ایی از تصاویر این صعود

پناهگاه سیمرغ و سایه دماوند
غروب زیبای ارتفاعات البرز (عکس از پناهگاه سیمرغ)
دریاچه زیبای سد لار
سایه زیبای دماوند که فقط در صورت مساعد بودن هوا از زخ غربی و تا ساعت 10 صبح قابل رویت است.
روی قله

چون به دریا میتوانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت…؟!
“عطار”

پارس گیلدا

صعود به قله دماوند از رخ غربی

گزارش صعود به قله دماوند از رخ شمالی

گزارش صعود به قله دماوند از رخ شمال شرق

پی سی اسکریپت
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا