یک شهر و بیست داستان:
برای تهیه لیستی از کتابهای مورد علاقه ام به کتابفروشی مراجعه کردم.در اثنای آماده شدن کتُب مورد سفارش،چشمم به کتاب حاضر افتاد.بنابراین این عنوان را هم به لیست افزودم.
قصه ها و داستانهای این کتاب کاملا رنگ و بوی بومی و محلی از گذرها و کوچه های و خیابانهای قدیم و جدید رشت دارد.از باورها و فرهنگ مردمان تا روش زندگی و تعامل فیمابین در جای جای زندگی که در لابلای سطور داستانهای بیستگانه این کتاب شرح داده شده است.
قصه ها و داستانهایی با عطر پونه و نعنای باران خورده و علفهای نورسته،خانه های گالیپوش و یا سفالین،گاه حلبی،همان حلبی هایی که همزمان در برخورد دانه های درشت بارانِ شهرِ بارانهای نقره ایی چنان صدایی میدهند که انگار قصد دارند از قید میخ و چوب بگریزند و رها شوند و رقص کنان به پرواز درآیند!.
روایاتی از کُری خوانی های لوتی های چمارسرا و زرجوب گرفته تا کُردمحله و دباغیان و…که جملگی حالا دیگر به خاطرات و تاریخ پیوسته اند.
رشت،یک شهر و بیست داستان
میدان شهرداری و خیابان شیک وعکاسی زیبایی و بازار ماهی فروشان و خاطراتش تا باغ محتشم و قرارهای عاشقانه زوج های جوان و جولان جوانان درسخوان دبیرستانی که به آن مکان می رفتند تاحمام های عمومی شهر و دلاک و خزینه و چل طاس ووووو که حالا بسیاری از آنها به فراموشی سپرده شده اند،حتی نام محلات و خیابانها که همه رنگ و لعابی دیگر اگرچه نچسب بر خود گرفته اند.
مطالعه این کتاب اگرچه ممکن است برای غیر گیلانی ها که بافرهنگ بومی منطقه آشنایی نداشته باشند جذاب نباشد ولی برای ما مخصوصا نسلی که توفیق سپری کردن پنج شش دهه یا بیشترواز زندگی خود را در این استان داشته بسیار جذاب و خاطره انگیز است.
یک شهر و بیست داستان



