اجتماعی

برگی از تاریخ،محاکمه دکتر مصدق..!

برگی از تاریخ،محاکمه دکتر مصدق..!
درروزهايي كه دكتر محمد مصدق را دردادگاه نظامی  در لشگر 2 زرهي محاكمه مي كردند ، كساني به عنوان تماشاچي به دادگاه مي رفتند كه مجوز شركت در آن را داشتند .خبرنگاران مطبوعات و عده اي از ماموران امنيتي.
دريكي از جلسات، ملكه اعتضادي نيز شركت كرد وموضوع جلسه آن روز ، دفاع دكتر مصدق و وكيل مدافعش سرهنگ جليل بزرگمهر و رد ادعا نامه دادستان ارتش – سرهنگ حسين آزموده بود .
هنگامي كه مصدق باشور وهيجان از خدمات صادقانه اش به مردم و مملكت سخن مي گفت و دستهاي مرتعشش راحركت مي داد ، ملكه اعتضادي كه در رديف تماشاچيان نشسته بود از جا برخاست و با صدايي بلند ، رو به دكتر مصدق گفت : يك پير مرد سياسي كه مملكت را به پرتگاه سقوط كشانده، نبايد در دادگاهي كه به خيانت هاي او رسيدگي مي كند، بترسد وبلرزد.
دكتر مصدق، رو به عقب برگرداند و گويندۀ اين جملات را شناخت و گفت: خانم! منارجنبان اصفهان ، قرنهاست مي لرزد و هنوز پا بر جاست
از اين پاسخ صريح و ابهام دار ، اكثر حضار ، حتي رئيس و منشي هاي دادگاه نيز به خنده افتادند و “خانم ملكه ” با سر افكندگي بسيار در جايش نشست وپس از لحظاتي ديگر سالن دادگاه را ترك كرد .
پارس گیلدا
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا