امثال و حکمطنزوسرگرمی

بي سَر خر زندگي كردن

بي سَر خر زندگي كردن!!
ریشه یابی ضرب المثلها
روايت است واعظی نه چندان متعظ ،نیمه شب ،بر خر خود نشسته و به سوی خانه میرفت که ناگاه جمعی اوباش که از تفرج صحرا باز میگشتند ،سرخوش و مست سر راه بر او میگیرند، بازمانده شراب خود را در جامی ریخته به دست او میدهند و خنجری برهنه بر گلویش میگذارند که اگر ننوشی همین جا پایان راه است!
اما واعظ اگرچه به ظاهر فغان بر میآورد که «وای بر شما بی دینان!»، در باطن از شادی در پوست نمیگنجد که باری به لطف شیطان !! مائده از آسمان رسیده ،فرصتی بی همتا به چنگ آمده است تا بی وحشت از دوزخ ناشي از رافع شدن تكليف و ممانعت از هدم نفس ، جامی باده سر کشم و از لذت مستی به تجربه آگاه شوم، بی آنکه بار گناه باده خواری به گردن افتد. پس از سوي او انكار كه نخواهم و از سوي جاهلان همه پافشاری و اصرار، تا سرانجام کار به اتمام حجت میکشد که اگر بیش از این تعلل کند خونش به گردن خود او خواهد بود!!. آنگاه با تظاهر به تنفر و ناگزیری، پیف و پوف کنان، پیاله را به دهان میبرد، اما همان دم، خر واعظ که از جوش و خروش مشتی حشره و پشه ومگس و….در حفره گوش خویش به جان آمده بود، ناگهان بی قرارانه حرکتی سخت به سر گوش و گردن خود میدهد چنانکه واعظ فرصت به خود آمدن نمییابد. پیاله از کفش به زیر میافتد و نصیبه گران بهای گناه بی کیفر با آخرین قطره باده ، نصیب خاک میشود…..
در اين هنگامه، آه از نهاد واعظ بر مي آيد كه اي لا مروت: آخر اين چي وقت سَر و گوش خاراندن بود كه عيشمان را منقض وباده حلامان را حرام نمودي تاكييف خود را كوك نمايي!!!

ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم / یک دم نشد که بی سَرِ خَر زندگی کنیم!!

پارس گیلدا
بي سَر خر زندگي كردن

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا