امثال و حکم

تفکر مثبت…!

تفکر مثبت…!
باران بشدت میبارید و مرد در حالیکه ماشین خود را در جاده پیش میراند، ناگهان تعادل اتومبیل بهم خورده و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد.
ازخوش شانسی ، ماشین صدمه ای ندید اما لاستیکهای آن داخل گل و لای گیر کرد و راننده هر چه سعی نمود نتوانست آن را از گل بیرون بکشد
بناچار زیر باران از ماشین پیاده شد و بسمت مزرعه مجاور دوید و در زد.
کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت میکرد به آرامی امد دم در را باز  کرد
راننده ماجرا رو شرح داد و از او درخواست کمک کرد.
پیرمرد گفت که ممکنه از دستش کاری بر نیاد اما اضافه کرد که : “بگذار ببینم فردریک چیکار میتواند برایت بکند.”
لذا با هم به سمت طویله رفتند و کشاورز افسار یک قاطر پیر را گرفت و با زور او را کشید بیرون
تا راننده شکل و قیافه قاطر را دید ، باورش نشد که این حیون پیر و نحیف بتواند کمکش کند، اما چه میشد کرد، در او شرایط سخت به امتحانش میارزید
با هم به کنارجاده رسیدند و کشاورز طناب را به اتومبیل بست و یک سردیگرش را محکم چفت کرد دور شانه های فردریک یا هاون قاطر و سپس با زدن ضربه روی پشت قاطر داد زد : ” یالا ، پیل فردریک ، هری تام ، فردریک تام ، هری پل …. یالا سعیتون رو بکنید … آهان فقط یک کم دیگه ، یه کم دیگه …. خوبه تونستید “
راننده با ناباوری دید که قاطر پیرموفق شد اتومیبل را از گل بیرون بکشه. با خوشحالی زائد الوصفی از کشاورز تشکر کرد و در حین خداحافظی ازاو  سوال کرد : “هنوزهم نمیتوانم باور کنم که این حیوان پیرتوانسته باشد ، حتما هر چی هست زیر سر ان اسامی دیگر است ، نکندیک جادوئی در کارهست؟”
کشاورز پاسخ داد : ” ببین عزیزم ، جادوئی در کار نیست ”
ان کار راکردم که این حیوان باور کند عضو یک گروهه و داره یک کار تیمی میکنه ، آخه میدونی قاطر من کوره!
تفکر مثبت…!
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا