اجتماعی

شوهر مریم خانم

شوهر مریم خانم، داستانی از عزیز نسین

شوهر مریم خانم:

در سالهاي نوجواني يك قطعه طنز از عزيز نسين نويسنده طنز پرداز ترك خوانده بودم كه بسيار جالب بود ،چون مناسب حال وهواي اين روزها هست ،خيلي گشتم پيدايش كنم و عين مطلب را نقل كنم متاسفانه موفق نشدم لذا تصميم گرفتم آنچه از ان طنز يادم هست را نقل كنم.ماجرا از اين قرار بود كه :

مريم خانم دختر بسيار زيبا و طناز و دلربايي بود كه دم بخت،خواستگاران فراواني داشت . چون طبق معمول دنبال بهترين و بهترين و بهترين ميگشت به همه آنها چه خودش و يا خانواده اش جواب رد ميدادند. تا اينكه رسيد به يك اقاي دكتري كه تازه فارغ التحصيل شده بود و مثل مريم خانم جوان و چار شانه و خوش تيپ والبته تحصيل كرده بود.در نهايت كارشان به ازدواج انجاميد و آقاي دكتر شد شوهر مريم خانم.زندگي بسيار خوب وخوشي داشتند و از زندگي خود لذت ميبردند …

شوهر مریم خانم، داستانی از عزیز نسین

منتهي فقط يك مشكل كوچك و ازار دهنده وجود داشت. آن اينكه :چون مريم خانم در دوران جواني يه مقدار شيطنت كرده بود وهمه كس اورا ميشناختند لذا اين زوج هر جا كه ميرفتند از ميهماني و عزا و عروسي گرفته تا تفريح و ….كسي آقاي دكتر را نميشناخت .اگر هم ميشناخت به اسم خودش صدا نميكرد بلكه به اسم شوهر مريم خانم صدا ميكرد. !

اين كار از نظر جناب دكتر خيلي زشت و زننده بود .مخصوصاً اينكه بعدها فهميد حتي از دوستان واشنايان نزديك وفك و فاميل و….ديگه مثل سابق اور را به اسم خودش صدا نميكنند بلكه به اسم شوهر مريم خانم صدا ميكنند!.

بيچاره رفته بود محضر يك خونه سند بزنه دفتر دار بنام شوهر مريم خانم ثبت كرده وبه اسناد و مدارك هويتي او توجهي نكرده بود!. ماشين خريده بود بنام شوهر مريم خانم بود .اصلاً داروخانه ها نسخه او را بنام اصليش نميپذيرفتند وبايد قيد ميكرد شوهر مريم خانم!.

شوهر مریم خانم، داستانی از عزیز نسین

چند صباحي از اين قضيه گذشت آقاي دكتر ملاحظه كرد كه ادامه اين كار قابل تحمل نيست .اينكه بخاط يك زن گرفتن تمام هويت وي زير سوال برود. بالاخره تصميم نهايي را گرفت و رفت زن رو طلاق داد و جالب است اينكه دفتر دار محضر حتي اين متاركه را بنام مريم خانم و شوهر مريم خانم در دفترش ثبت كرد!.

البته مريم خانم بعد از ان طلاق بي شوهر نماند و بعد از يه مدتي ازدواج كرد. از آن طرف اقاي دكتر هم بعد از يه مدتي ملاحظه كرد كه امورات زندگي او بدون همسر نميگذرد .لذا رفت دنبال زن گرفتن از قضا دختر بسيار متين و موقر وكم رو و ناشناخته ايي را پيدا كرد و با او ازدواج كرد. ولي در نهايت تعجب ،دفتر دار محضر اين ازدواج را بنام آن دختر خانم و شوهر اول مريم خانم ثبت كرد!.

شوهر مریم خانم، داستانی از عزیز نسین

اين موضوع خيلي اسباب حيرت و ناراحتي دكتر را فراهم آورد .مخصوصاً اينكه تمامي بيماران وبيمارستانها ونظام پزشكي وداروخانه ها وحتي خانواده او و ….نيز آقاي دكتر را بنام شوهر اول مريم خانم به رسميت ميشناختند!.

قصه خيلي شيرين شده بود آن زمان كه مريم خانم نتوانسته بود با شوهردومش بسازد و لذا از او طلاق گرفته بود وبه عقد شوهر سومي در امده بود ولذا به همين ترتيب عنوان اقاي دكتر هم بعنوان اولين شوهر مريم خانم عوض شده بود !.

و ادامه ماجرا ……به هرحال طنز خيلي شيرين و جذابي بود.

شوهر مریم خانم، داستانی از عزیز نسین

علت نقل اين قضيه اين هست كه در مملكت ما رسم گرديده است همواره فرزندان مقامات برغم داشتن اسم ورسم وكار و كاسبي وبگير وببند ….همواره بنام پدرشان شناخته شده اند .مثلاً فرزند ارشد فلان كس فلانطور شد يا فرزند دوم فلان مقام فلان حرف را زد.اين رويه نه تنها در رسانه هاي داخل كه در رسانه هاي خارجي براي اين ارباب زادگان وطني و بقول امروزي ها اقا زاده ها هم به سبك وسياق مشابه ساري وجاريست ،دليلش چه باشد نميدانم! .

پارس گیلدا

مطالب بیشتر

پی سی اسکریپت
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا