اجتماعی

مجمعه و برم

مجمعه و بَرَم بری رسمی فراموش شده از عروسیهای سنتی گیلان

مجمعه و برم:

مراسم مجمعه وبَرَم بری،معمولا بصورت دستجمعی درروز یا شب قبل ازعروسی با هلهله وشادی همراهان به سمت خانه داماد انجام میشد

یکی از رسوم وسُنن جالب در عروسی های گیلان قدیم” بَرَم مجمعه” بوده است.که از طرف همسایه ها و فامیل نزدیک به خانواده داماد در روز قبل از عروسی ویا شب حنابندان اهدا میگردید.که در زیر به توضیح آنها میپردازیم:

بَرَم:

یک چوب بلند دوسه متری با شاخه های دو،سه یا چهار بوده است. پارچه ایی رنگی و تازه خریداری شده با متراژ کافی در اطراف شاخه های آن میپیچیدند.گاهی نیز جهت تزئینات بیشتر روی نوک شاخه ها نارنج،پرتقال یا لیمو یا سیب قرار میدادند.یک نفر آنرا بدست گرفته وجلو جلو حرکت میکرد.او آنرا به همراه نفری که مجمعه بر سر داشت به خانه داماد حمل مینمود.

مجمعه:

ظرفی مسی لبه دار ومدور بود (چیزی شبیه سینی بزرگ). در داخل آن مرغ یا اردک پرکنده یا سرخ کرده به همراه مخلفات مربوطه شامل مقداری برنج و سیب زمینی و پیاز و مغزگردو قیسی،گوشت گاو ونخود ولوبیا و دیگر اقلام حسب مورد قرار میگرفت. این ظرف از طریق شخصی که روی سرش حمل میشد به همراه نفری که بَرَم را حمل مینمود به همراه همراهان توام با هِلهِله و شادی به خانه داماد انتقال می یافت. از آن جهت تهیه سور سات مراسم عروسی ونیز روزهای اول بعد از عروسی استفاده میشد.پارچه هم بعد از پایان مراسم جمع میشد وتحویل عروس میشد.

مجمعه و بَرَم بری از مراسم عروسیهای سنتی گیلان

بدین ترتیب با این رسم جالب،  به خانواده داماد بشکل آبرومندانه ایی کمک میشد تا فشارمالی زیادی متوجه آنها نشود.نیز زوجین جوان با این کمکها، اوایل زندگی خود را که بدلیل نداشتن خانه باید در یکی از اتاقهای خانه پدر داماد سکنی میگزیدند با فراخدستی آغاز نمایند.این سنت طرفینی بود یعنی اقوام ونزدیکان وهمسایگان کلیه خانواده پسردار بصورت متقابل چنین کمکهایی در زمان عروسی به همدیگر میکردند.

توضیح اینکه با توجه به سنگین بودن مجمعه مسی ومحتوای داخلش ونیز بُعد مسافت مورد حمل، برای اینکه این سنگینی برای سرِ نفر حمل کننده قابل تحمل باشد معمولا با پارچه ایی بلند نظیر لَچَک یا دستمال یا هرچیزی شبیه به آن را بصورت مدور پیچیده و روی سرشان میگذاشتند وآنگاه مجمعه را روی آن قرار میدادند تا حملش قابل تحمل باشد.

پارس گیلدا

مجمعه و برم

مطالب بیشتر

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا