گزارشات طبیعت گردی و کوهنوردی

پائيزان لیلاکوه

لیلاکوه و پائیز هزار رنگش

پائيزان لیلاکوه

پائيزان لیلاکوه

در روزي آفتابي كه روز قبلش باد گرم وروز بعدش پيشبيني باران شده است، به همراه دوستان عزيز از گروه كوهنوردي كاشي خزر عازم ارتفاعات ليلا كوه لنگرود شديم.روزي از روزهاي نيمه دوم خزان.روزی  كه برگهاي باقيمانده شاخساران ،به رنگ زرد وزرشكي وقرمز،خش خش كنان سمفوني خداحافظي مينواختند.

ابتدای حرکت

نميدانم خزان وبرگ ريزان پائيزان زيبا ، چرا ناخود آگاه مرا به ياد تصنيف زيباي بيداد زمان ” می اندازد.به رهي ديدم برگ خزان ،پژمرده ز بيداد زمان كز شاخه جدا بود”  سروده شادروان بيژن ترقي كه توسط زنده ياد مرضيه اجرا شده است مي اندازد.خاطره انگيز است و اهالي دل را به عمق روياها وخاطره ها ميبرد. در اعماق زمان و بيدادش غوطه ور ميسازد !.بي دليل نيست كه ميگويند بتهون يكي از زيباترين سمفوني هاي به ياد ماندني خود را با الهام از صداي خش خش برگ ريزان ساخته است.

پرنده ایی در آبی آسمان

لیلاکوه

در اين فصل واين ايام ، ليلاكوه انتخاب زيبايي بود. تا يكبار ديگر ، دست در دست طبيعت دهيم. لختي با او قدم بزنيم .با گلهايي كه اكنون ديگر پژمرده اند .والبته گلهاي شگفته بوته هاي چاي كه ازتيررس داس هرس زمانه در امان مانده اند. و برگهايي كه در ظلمت روزگاران روي به زردي آورده اند. و درختاني كه برهنه و عور، آماده استقبال از زمستان وبرف وباران آن ميشوند. وكوهستاني كه در گذر ايام، استوار برجاي مانده ودر كشاكش دهر خم به ابرو نياورده وبا بي مهري هاي زمانه ساخته و هرگز زانو نزده وهيچوقت تسليم بيداد زمانه نشده است.همگام وهمسفر وهم صحبت با اين اسطوره در كنار همنورداني همدل.

نمایی از شهر لنگرود

بدين نيت روز جمعه مورخ 17/9/91 راس ساعت 6 صبح با يك دستگاه ميني بوس از رشت عازم لنگرود وبعد ليلا كوه شديم.پس از پياده شدن وبستن كوله پشتي ها ،آنگاه كه شفق خوشيد در آسمانها جلوه گري مينمومد، ابتدا از روستاي ليلا كوه خارج وسپس وارد پاكوبي كه كوهنوردان را به سمت ارتفاعات ليلا كوه هدايت مينمود شديم . در مسير گروههاي ديگر نيز در حال آمد وشد بودند. خوش وبش صبحگاهي وخسته نباشيد همنوردان دلها را گرمي وعزم ها را براي صعود در يك روز زيبا وآفتابي مصمم مينمود.انگاه كه با گروه شاد وبا نشاطي برخورد كرديم تا با دعوت همنوردان گروه ما به اجراي سرود محلي رعنا بپردازند انرژي گروه با آن اجراي زيبا دو چندان شد .

اینجا کمی استراحت

درونمای لنگرود

بعد از آن به ادامه مسير در همان پاكوب پرداختيم .مشاهده دورنماي شهر لنگرود و چمخاله در سمت راست وقله سماموس پر برف وبا عظمت در پشت سر ودرفك سفيد پوش در سمت چپ، خاطرات صعود به اين قله ها را در ايام گذشته برايمان تداعي ميكرد. با يادآوري خاطراتي از آن روزهاي صعود ، طي مسير را برايمان اسانتر مينمود.
كم كم به جنگل رسيديم. جنگلي مملو از درختان عاري از برگ وسطحي مفرش از برگهاي خزان خورده كه گويي به رنگ زرد مفرش شده است.

پائيزان لیلاکوه

از ارتفاعات ليلاكوه گذشته به منطقه آته كوه كه دكل معروف مخابراتي آن بعنوان لينك پرقدرت راديويي كه گيلان و مازندران را به هم و البته به كل كشور وارتباطات جهاني متصل ميكند و از دور نمايان بود. نزديك شديم وچيزي نگذشت كه پس از طي شيب تند ولي نه چندان طويل آته كوه به قله و محوطه دكلهاي مربوطه وارد واز سمت ديگر وارد جاده خروجي آن شديم.

من و آقای رهبردوست(سمت چپ)،همکار سابق

برگشت از مسیر دیگر

يكي از وجوه تمايز جالب اين صعود، برگشت از مسير ديگر بود .لذا قرارمان با راننده ميني بوس در روستاي ديوشل بود. در ادامه از مسير جنگلي به سمت روستاي فوق روانه شديم.پس از صرف نهار در آن جنگل زيبا وگرفتن عكسهاي خاطره انگيز ويادگاري وارد مسير پاياني شديم. كه در نوع خود بينظير بود. بخشهايي از پاكوب شامل كريدور روباز طويلي بود كه بين دو ديواره بلند قرار داشت.در حاليكه كف آن مملو از برگهاي خزان خورده بود تنها يك نفر ميتوانست از ان مسير عبور كند.لذا به صف از ان كريدور طبيعي عبور كرديم. البته به لطف باد گرم چند روز گذشته ، مسير نسبتاًخشك بود. ولي همنوردان با تجربه تر ميگفتند كه در صورت بارندگي ، عبور از ان با معضلات فراوان همراه خواهد بود.ساعتي بعد به روستاي ديوشل وارد شديم.سوار ميني بوس شده وبرگشتيم.

و اینک طلای سبز،چین پائیزه

طبيعت هميشه زيباست.مخصوصاً انجا كه دست بشر طبيعت را آلوده نکند. و پاكي ولطافت بكر و زندگي ساز آن به موجود زنده حيات واقعي ميبخشد.
البته همه پديده هاي طبيعت در همه فصول سال مملو از درس وپند وعبرت اهل دل است ولي پائيز چيز ديگريست.

پیچ جاده انتهای راه نیست مگر اینکه تو نپیچی…!

به پایان آمد این دفتر و لیکن،حکایت همچنان باقی ست.

پارس گیلدا
پائيزان لیلاکوه
مطالب بیشتر

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل ، پدر و پدربزرگ ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا