اجتماعی

تفکر سیستمی

تفکر سیستمی ضامن ارتقاء کیفیت واصالت و پیشرفت

تفکر سیستمی:

سیستم به مجموعه ایی از اجزا و قطعات اتلاق میگردد که در ارتباط با هم عملکرد تعریف شده و مشخصی داشته باشند.هر سیسم از یک ورودی مشخص و یک خروجی مورد انتظار ، تشکیل شده است.برای تامین خروجی مورد انتظار، ورودی مشخص ، در واحد پردازش مرکزی سیستم که نقش مغز آن را ایفا میکند مورد پردازش واقع میگردد.نیز بخشی بنام فیدبک یا بازخورد وظیفه دارد که هر لحظه خروجی را پایش وبا آنچه که مورد نظر هست مقایسه و در صورت تفاوت با کنترل مقدار ورودی ، خروجی را در حد مورد انتظار نگهدارد.

هریک از اجزای طبیعت و نیز هر ساخته دست بشر شامل مجموعه ایی از سیستمهاست. که حسب وظیفه محوله از تعدادی محدود و یا مجموعه ایی بیشمار از زیر سیستمها یا سیستمهای کوچکتر تشکیل یافته اند. که جملگی در خدمت سیستم بالادست و درنهایت سیستم واحد مرکزی هستند. تا نقش تعیین شده خود را بنحو احسن ایفا کنند.

انسانها بعنوان یکی از اجزای طبیعت که وجودشان از تعداد بیشماری سیستم تشکیل یافته است مثالی خوب برای تبیین سیستم هستند.یک انسان سالم و خلاق و فعال و خوشفکر و موثر برای اجتماع، طبعا کسی ست که اجزای تشکیل دهنده جسمی و سیستم تفکر و تحلیل و کلا تراوشات روحی روانی اش در راستای اهداف طبیعت و نظام هستی و آفرینش باشد.تا بتواند مرتبط با این سیستم مرکزی بدرستی نقش سیستمی خود را ایفا نماید.

طبعا یک آدم نابینا نمیتواند راننده خودرو یا خلبان هواپیما شود. کماانکه یک بیمار روحی با هر شدت و حدتی نمیتواند مدیر مناسبی برای یک مجموعه شود و جمعی را به هدفی والا رهنمون گردد.توضیح این نوع مثالها از واضحات و تمرکز در آن اطاله کلام است.

بنای زندگی بر اساس تفکر سیستمی

انسانها برای ایفای احسن نقش خود نیاز دارند که تفکر سیستمی داشته باشند.چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعی. پایبندی به تفکر سیستمی جهت پیشبرد اهداف از اوجب واجبات (بقول معروف ) بوده و از نان شب با اهمیتتر و ارجحتر است.اگر آدمها به سیستمی که در آن ایفای مسئولیت مینمایند متعهدند و مقیدند که به اهداف تعریف شده آن دست پیدا کنند لاجرم باید سیستمی بیندیشند .یعنی اینکه همه سلایق و همه منویات شخصی خود را در چهارچوب تامین اهداف سیستم بخدمت بگیرند.

در تفکر سیستمی هیچ مجموعه مستقلی وجود ندارد.بعبارتی همه زیرسیستمها در خدمت سیستم مرکزی هستند.در تفکر سیستمی اختلال و ایراد در یک زیر سیستم شاید وبه تنهایی ناشی از خودش نبوده و به اجزای دیگر برگردد. لذا میطلبد تحلیل کاملی از کل عملکرد سیستم در کنار نارسایی عملکرد یک زیرسیستم خاص بعمل آید. تا ایراد بدرستی ریشه یابی و ریشه کن گردد.بعنوان مثال در بدن انسان گاهی ممکن است نارسایی چشم بعنوان سیستم بینایی ناشی از خودش نبوده و به سیستم دیگری مثلا مغز یا سیستم گوارش( دیابت) و…برگردد.پس در نگرش سیستمی در صورت بروز مشکل در عملکرد هر زیرسیستمی ضمن بررسی اشکال آن باید یک تحلیل کلی از عملکرد کل مجموعه را نیز مدنظر قرار داد تا نارسایی ها از بیخ و بُن شناسایی و رفع گردند.

ایده تفکر سیستمی راهگشای همه مشکلات

ایده وحدت رویه یک نمونه از تفکر سیستمی در سیستم قضایی کشورهاست.وحدت رویه یعنی رفتار مشابه قضات نقاط مختلف کشور جهت صدور رای برای جرمی کاملا مشابه.ایده وحدت رویه از دخالت سلایق و حُب و بُغض ها واِعمال سلیقه های فردی و نیز اِعمال نفوذهای احتمالی در میزان شدت و ضعف رای های صادره از طرف قضات یا هیات منصفه جلوگیری میکند.بخشنامه ها،آئین نامه ها و امثالهم در سیستم اجرایی کشورها یک نمونه دیگر از اعمال تفکر سیستمی جهت اجرای مشابه دستورات مدیران به زیرمجموعه در نواحی مختلف کشور جهت اجرا هست.

اگر در بخشی از سیستم اجرایی مملکت کاری انجام شود که فارغ از شرح وظایف مربوطه باشد یا جوری اجرا شود که با نحوه اجرا باجاهای دیگر تفاوت دارد گویای وجود یک نقیصه در سیستم است.اگر قوانین و بخشنامه ها و آئین نامه و رای ها و دستورات و…طوری نگارش و انشا شوند که بتوان از آنها برداشتهای متفاوت و سلیقه ایی نمود گویای وجود یک نقیصه در سیستم است.نداشتن دستورالعمل یا وجود دستورالعملهای مبهم و دو پهلو و ناقص و نیز دستورهای غیر مکتوب و شفاهی و هیئتی( تصمیماتی که خارج از چهارچوب دستورات مدون و مکتوب مرکزیت و در غالب هیئتها و کمیته های غیر رسمی و غیر مرتبط با اهداف سیستم گرفته میشود) جملگی حکایت از نفوذ تفکر غیر سیستمی در مجموعه مدیریت داشته و عواقب خطرناکی جهت منافع کلی مجموعه در پی خواهد داشت.

تفکر ضد سیستمی

در قبال تفکر سیستمی یک نوع طرز تفکر هم وجود دارد که در برخی نظامهای حکومتی رایج است و آن  برداشتی ابتر و ناقص از تفکر سیستمی است. در این برداشت، نظامهای حکومتی و سازمانهای ذیربط که از آن  بعنوان روشی جهت تامین نیات سلطه طلبانه خود استفاده میکنند اطاعت از مافوق ودستور از بالا را اصل ودر راستای اجرای منویات سیستم که در واقع نیات شخصی و سلیقه ایی شان است میدانند.

این موضوع ،بحث مفصل ومجزایی میطلبد چرا که اینگونه سیستمها از نوع غیرقابل کنترل بوده و بانوع کنترل شونده تفاوت دارند.سیستمهای غیر قابل کنترل که براحتی و خیلی زود به نابودی میرسد با سیستمهای کنترل شونده و نگرشی که مد نظر این نوشتار است تفاوت دارد .ممکن است کوتاه مدت نتیجه بخش باشد ولی در درازمدت باعث اضمحلال آن خواهد شد.دلیلش تضاد این نوع نگرش با نظم و نظام طبیعت است.نظامهای حکومتی نازیسم المان هیتلری و کمونیزم استالینی و فاشیزم موسولینی مثالهای از این نوع هستند‌.چنین تفکراتی اصولا سیستمی نبوده چرا که خروجی اش باعث نابودی بقا سیستم است.این نوع نگرش و برداشت از تفکر سیستمی یا بعبارتی دقیقتر تفکر ضد سیستمی مد نظر این نگارش نیست.

شرحی از یک تجربه شخصی

شخصا بخش قابل ملاحظه ایی از تجارب کاری و حتی زندگی ام را مدیون دورانی هستم که بمدت پنج سال تحت نظارت سوپروایزرهای یک شرکت معتبر خارجی در یک پروژه صنعتی مشغول بکار بودم.در آن دوران که شروع ساعت کار،۸ صبح و پایانش ۴ عصر (دو ساعت استراحت برای نهار)بود شاهد رعایت دقیق شروع و پایان کار روزانه بوده ام.مهمتر از آن وجدان و تعهد کاری سوپروایزرها در انجام وظایف محوله با بهترین کیفیت ممکنه بود.

بخاطر دارم در ابتدای اشنایی و قبل از شروع فعالیتهای مشترک تحت نظریکی از سوپروایزها،در صبحی که کاتالوگها و ماژیکهای رنگارنگ و مدادهای رنگی و پاک کن و ابزارآلات تست و اندازه گیرها و …را روی میز کاری طویل کارگاه چیده بود، خطابم قرار داد و گفت Make a system please.او خود برای انجام هر تست و بررسی ولو کوچک مبادرت به طراحی یک سیستم  جهت بررسی پله به پله موضوع میکرد .مراحل انجام کار را دقیقا مطابق ان الگو دنبال میکرد .ما را نیز تشویق به چنین رویه ایی مینمود.با کار کردن به روش تفکر سیستمی مشاهده کردیم که چقدر کارها پیشرفت سریعی دارند.آمار اشتباهات کم شده و رفتارهای زاید بخوبی پیدا وتجارب جدید و مفیدجایگزین قبلی ها میگردد.

کوتاه سخن اینکه تفکر سیستمی وکار سیستمی چون منطبق با نظام هستی وطبیعت است ضامن رشد و پیشرفت و بالندگی در زندگی فردی و اجتماعی شده و عدول از آن به هر دلیل وبهانه ایی، فنا ونابودی را برای نسل بشر وتمدنها به همراه خواهد داست.ره آورد تفکر سیستمی برای نسل بشر رفاه بیشتر،سلامت و آرامش و همرزیستی مسالمت آمیز و در یک کلام ارتقا کیفیت زندگیست.ارتقا کیفیت زندگی که تحقق آن آرزوی انسانهاست.

پارس گیلدا

تفکر سیستمی

مطالب بیشتر

نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده − هشت =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا