گزارشات طبیعت گردی و کوهنوردی

حکایت جعفر و جعفری

جعفری دیدم بر جعفر سوار،جعفری میخورد و از جعفر گذشت

حکایت جعفر و جعفری:
کلاس چهارم ابتدایی،معلمی داشتیم بنام آقای محمد علی ضیایی ضیابری که دیپلم ادبی بود ، خدا رحمتش کند خیلی انسان خوش ذوقی بود وهمواره مشوق خوبی برای دانش آموزان در درس خواندن بود و من جداٌ علاقمندی خود به ادامه تحصیل را مدیون تشویقهای آن مرحوم هستم .یکی از شگردهای ایشان در کلاس استفاده از لطایف ادبی واشعار حکمت آموز جهت ترغیب دانش آموزان به امر فراگیری علم ودانش بود … مثل استفاده از این شعر ” ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی..زین ره که تو میروی به ترکستان است و….!
از جمله مواردی که ازش بیاد دارم روزی سر کلاس این جمله را گفت واز ما خواست که توضیح دهیم منظور چیست؟
“جعفری دیدم بر جعفر سوار ، جعفری میخورد و از جعفر گذشت!”

جعفری دیدم بر جعفر سوار،جعفری میخورد واز جعفر گذشت…!

عکس:مسیر قله پشته کوه(گیلان)
پارس گیلدا
حکایت جعفر و جعفری

حتما مطالعه کنید
قله گدوک
پی سی اسکریپت
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا