گزارشات طبیعت گردی و کوهنوردی

قله سلنگو

گزارش صعود به قله سلنگو تالش

قله سلنگو:

تابلوی قله که هفته گذشت توسط همنوردان گروه کادوسیان تالش نصب شد

جمعه یازدهم تیر ۱۴۰۰ یکی دیگر از برنامه های مفرح ومهیج کوهپیمایی در معیت همنوردان باشگاه کوهنوردی البرز رشت رقم خورد.قله سلنگو تالش به ارتفاع ۲۹۳۵ متر هدف این پیمایش بود.دقایقی پس از ساعت سه بامداد تاریخ فوق از جلوی ورزشگاه عضدی رشت به همراه ۱۶ تن از همنوردان که دوتن از آنان در بین راه سوار شدند با یکدستگاه مینی بوس به رانندگی جناب آقای حبیبی به سمت تالش حرکت کردیم.

در بین راه از ساعات حضور در خودرو جهت جبران خواب از دست رفته شب گذشته استفاده کرده و خوابیدیم.دقایقی قبل از ساعت شش بامداد پس از ورود به تالش و هماهنگی مسئولان تیم با راهنما و راننده نیسان، سوار خودروی نیسان شده و به سمت منطقه لورون و ییلاق ریک که یکی از دومسیر صعود به قله سلنگو هست رهسپار شدیم.نیسانسواری آنهم در این ساعات خلوت بامداد جمعه در صبح یک روز گرم تابستانی و عبور از جاده های پیچ در پیچ و زیبای منطقه تالش که در این فصل سال از زمین و آسمان در محاصره سبزی و زیبایی بود آنهم توسط یک دستگاه نیسان آماده وراننده خوش اخلاق و چابک ،حال و هوایی دوچندان ایجاد نمود و پیشاپیش لذت این صعود را فزونتر میکرد.در همان دقایق اولیه حرکت، تعدادی از همنوردان از فرصت استفاده کردند وبا دوربینهای تلفن همراه خود ،لحظه رویایی تولد مجدد خودشید را ثبت کردند.پیمایش مسیر سی و پنج کیلومتری تالش به ییلاق ریک که در ارتفاع تقریبا ۱۹۰۰ متری از سطح دریا واقع است تا ساعت هفت و سی دقیقه بامداد بطول انجامید.

در این ساعت در حیاط منزل آقای راننده نیسان از خود رو پیاده شدیم و بلافاصله کوله را بر پشت نهاده و پس از استماع صحبتهای سرپرست محترم برنامه و راهنما و معرفی عوامل اجرایی در ساعت هفت و پنجاه دقیقه مسیر قله سلنگو را در پیش گرفتیم. از همان ابتدای حرکت که در مسیر پاکوب قرار گرفتیم منطقه را فاقد هر گونه پوشش گیاهی یافتیم .ابتدائا هوابسیار صاف و آرام بود و اثری از وزش باد و حتی نسیمی نبود که توانایی اش در حد لرزاندن شعله شمعی باشد واین وضعیت کماکان تا ساعت۱۱ صبح ادامه داشت.البته وجود کلبه های متعدد چوپانی در مسیر که در مجاورت غالب آنها نیز چشمه آب خنکی میجوشید خود نعمتی بود که همنوردان ضمن خوش وبش مهربانانه با اهالی آن از آن آب گوارا نوشیده و تجدید قوا نمایند.از این ساعت ببعد کم کم وضعیت جوی تغییر کرد و وزش باد ملایم توام با حرکت دادن ابرهای خنک در مسیر آغاز شد واندکی از شدت گرما کاست.تیم آماده همراه در ساعت حدود یک بعدازظهر پس از پشت سر گذاردن شیبی نفسگیر ،تابلوی قله سلنگو را که در هفته گذشته توسط همنوردان گروه کادوسیان تالش نصب شده بود را در مقابل خود دیدند و دست در دست هم ،سرودخوان پا به این قله زیبا نهادند.

حتما مطالعه کنید
سوباتان
از زیبایی های مسیر

بلافاصله پس از تبریک به همدیگر ،عکس یادگاری گرفتند ولی ابرهایی که پائین دست در حال امد و شد بودند اکنون در قله به عرض اندام پراختند بطوریکه با وزش شدید بادو ریزش قطرات درشت باران قصد برهم زدن وضعیت جوی نسبت به حالت صبح را داشتند.البته و خوشبختانه برغم شنیدن صدای رعد وصاعقه در آنطرف ابرها، این حالت دیری نپائید و در آن نیم ساعت حضور در قله ،همنوردان به فراخور حال خود به عکاسی و تهیه کلیپ یا خوردن خوراکیها و تنقلات و نوشیدن آب ونوشیدنی و تجدید قوا پرداختند.در ساعت یک وسی دقیقه راه برگشت را در پیش گرفتیم و البته در مسیر کلبه های چوپانی مثل زمان رفت در معرض محبتهای خالص و مهربانانه اهالی آن کلبه ها  واقع شده و در مواردی نیز منجر به دعوت ما به داخل کلبه و میهمان کردنمان با لیوانی آب خنک و چای لب سوز لب دوز همراه بود.کما اینکه برخی از همنوردان نیر فرصت را غنیمت شمرده و با اجرای برنامه های فرهنگی شاد در داخل کلبه خاطره ایی بدیع از این صعود رقم زدند.توقف برای نهار و استراحتهای بین راه توام با پایش وضعیت جوی و نگاه به آسمان همراه بود وبرغم همه این تمهیدات و توجهات ،سر آخر یعنی در پنج دقیقه انتهای مسیر با رگبار سیل آسای باران بدرقه شدیم .بلافاصه در خانه راننده نیسان مسقر وبا وسایل همراه خودمان را خشک نموده ولباس بادگیر به تن کرده و با دوغ محلی که توسط یکی از همنوردان میهمان شده بودیم پذیرایی گشتیم.

این پدر و پسر به همراه بانوی خانواده ما را به دولت سرای خویش دعوت وصمیمانه پذیرایی کردند.بانوی خانه هم اکنون در داخل دولت سرا مشغول پذیرایی از همنوردان است.
حضور بر بلندا،احتمالا مشغول سخنرانی برای همنوعان خود
یکی از مستمعین
آرایش کرده یا علف رنگی خورده؟
بقول استاد سخن:سعدی
نه این ریسمان می‌برد با منش،
که احسان کمندی است در گردنش
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها! حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست..
یک ایده جالب برای ایجاد آبشخور گاوها و گوسفندان بکمک لاستیک فرسوده تراکتور

از فرصت باقیمانده برای تهیه پنیر محلی و نیز دوغ ،سود بردیم وپس از آرام گرفتن آسمان بلافاصله سوار نیسان شده ومسیر تالش را در پی گرفتیم.مسیر برگشت نیز مثل مسیر رفت مهیج بود چرا که اینبار راننده نیسان زیر درختان آلوچه توقف کرد واین فرصت را به همنوردان داد که از آلوچه قرمز و ماکول تابستانی بچینند و عطش کامشان را که در اثر این صعود شدیدا تشنه بود فرونشانند.برغم همه فراز و فرودها دقایقی گذشته از ساعت ۱۹ به تالش رسیدیم و بلافاصله توسط آقای حبیبی به نوشیدن چایی گرم که توسط خود ایشان و همسرمحترمشان تدارک دیده شده بود پرداختیم وسپس سوار مینی بوس ایشان شده وراهی رشت شدیم وبدین ترتیب برگی دیگر مملو از خاطرات خوش و بیادماندنی در کارنامه صعودهایمان که توسط باشگاه کوهنوردی البرز تدارک و مدیریت شده بود افزودیم.

حتما مطالعه کنید
قله گدوک
سونامی ابر در یک روز گرم تابستان

جا دارد از مدیریت و عوامل اجرایی باشگاه و این برنامه مهیج مخصوصا سرپرست،جلودار و عقب دار و نیز مربی جملگی محترم ودوست داشتنی و بقیه همنوردان عزیز که زحمات زیادی جهت هرچه بهتر اجرا شدن برنامه کشیدند صمیمانه تشکر وقدردانی نمائیم.

عکس دستجمعی روی قله

به امید تکرار چنین خاطرات ماندگار

پارس گیلدا

پی سی اسکریپت
نمایش بیشتر

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛ نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا