قله سیالان:
دلبران دل می برند اما،تو جانم می بری
ناز را افزوده با نازت توانم می بری
سوز درد عشق را با غمزه های ناز خود
تا ته قلب من و تا استخوانم می بری!
برخی می گویند سه یالان و این وجه تسمیه را منتسب به سه یالی میدانند که به این قله منتهی میگردد،یعنی یالهای قله های کندیگان،بلس کوه و خانه بُن.بعضی دیگر این نام را برگرفته از سنگهای سیاه روی قله دانسته واما گروهی هم اعتقاد دارند که تیره شدن پوست بدن و به سیاهی گرائیدن آن به هنگام سرما و طوفان روی قله،دلیل این نامگذاری می باشد.مثل نام همه دیگر قله ها،این نامگذاری ها و تنوع و گوناگونی آن،داستان مفصلی ست که در این مختصر نمی گنجد.
سیالان
نامش هرچه باشد،اما قله سیالان به ارتفاع ۴۱۷۴ متر در مرز استان قزوین و مازندران(مشخصا شهرستان تنکابن)بلندترین قله استان قزوین بوده و دارای طبیعت بکر و منحصر بفرد است.شاید دلیل علاقه اکثر کوهنوردان برای صعود به این قله رویایی و چالشی در البرز غربی همین ویژگی های زیبای منطقه،از باغات متنوع میوه و دره و دشت و جاده پیچ در پیچ و جنگل و کوه وچشمه های متنوع و رود های خروشان در قعر دره ها(مخصوصن آتان رود زیبا) و آبشار و دریاچه گرفته تا ابنیه تاریخی مشخصا قلعه الموت،مقر خداوند الموت یعنی حسن صباح و فدائیان جان بر کف او که ۱۰۰۰سال قبل این مناطق را در تیول خود داشته اند.

صعود با برنامه ریزی باشگاه سپهر رشت
صعود به قله سیالان با برنامه ریزی باشگاه کوهنوردی سپهر رشت انجام و در تاریخ ۱۶ و ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ با شرکت ۱۴ نفر ازهمنوردان،اجرا شد.ساعت حرکت ما ۴۵ دقیقه بامداد مورخ ۱۶/۵/۱۴۰۴ از مبدا رشت بود و ورودمان به روستای هنیز(مبداصعود)حدود ۸ صبح همین تاریخ بود.جهت برخورداری از یک صعود خوب،همنوردان در طول مسیر در داخل خودرو،هریک بنوعی به خواب رفتند،همزمان با طلوع خورشید در مسیر الموت و روستای هنیز بودیم که عبور از کنار رودخانه خروشان و زلال شاهرود( یکی از سرشاخه های سپیدرود)و از کنار مزارع سرسبز برنج واستشمام بوی علفِ علفزارها اطراف،طراوتی خاص داشت و نوید یک صعود خاطره انگیز می داد.

جاده دسترسی نامناسب
جاده دسترسی به روستای هنیز بسیار بی کیفیت و ناآماده بود و عبور مینی بوس را با توجه به محدودیتهای این خودرو با مشکل مواجه ساخته بود ولی این روند تاثیری روی روحیه همنوردان ایجاد نکرد.گرچه رادیاتور خودرو و خُلق راننده اش را گاهی به مرز جوش می رساند!

پس از صرف نیمرو که توسط تدارکات باشگاه تهیه شده بود و در ساعت ۹:۲۴ مورخ 16 مرداد از روستای به سمت جان پناه حرکت کرده و بعد از نزدیک به ۷ ساعت پیمایش و طی ۹ کیلومتر راه پُر فراز و فرود و حدود ۱۰۰۰متر ارتفاع گرفتن،وارد محدوده جان پناه شدیم که اصلا مناسب برای اقامت نبود.لذا با توجه به مساعد بودن هوا در مجاورت آن اقدام به هم برپایی چادر نمودیم.
ویدئوی زیر کنسرت کبک ها!
هم هوایی در پناهگاه
پس از کمی هم هوایی وانجام تغذیه به استراحت پرداختیم.ساعت ۳:۴۵ صبح مورخ ۱۷مرداد،استارت حرکت به سمت قله زده شدو با بهره بهره گیری از چراغهای پیشانی،صعودمان در ذیل نگاه پُراُبهت و با صلابت قله سیالان آغاز شد.




با مدیریت اصولی زمان واستراحتهای منطقی،مسیر زیبای صعود را ادامه داده و ساعتی پس از طلوع خورشید از ورای قله،در حالیکه خودمان در طرف مقابل در ذیل سایه مخروطی آن در حال گذر بودیم مقارن ساعت ۷:۳۰ به پابوس چکاد با عظمت سیالان نائل آمدیم.



و بالاخره قله سیالان
بعداز خواندن سرود قله و گرامیداشت یاد و خاطره همنوردان غایب و برداشتن عکسهای یادگاری در حالیکه همه همنوردان غریو سرود و شعر و شادی سر می دادند راه برگشت را در پیش گرفتیم ولی قبل از آن نگاهی به قلل اطراف انداختیم،از تخت سلیمان و علم کوه گرفته تا شاه البرز و این طرف سماموس وخشچال و….که صعود به هریک از آنان،دفتری سرشار از خاطرات خوش گذشته است.


یکی از دلایلی که درجه سختی پیمایش این قله را از هر مسیرش بین سنگین و فوق سنگین ارزیابی می کنند،فراز و فرودهای متعدد مسیر است که اجبارا برای غلبه بر چین خوردگیهای اطراف و رسیدن به یال اصلی باید طی شود.

کوهستان مقدس است
از قدیم الایام و نزد اقوام گوناگون،کوه ها و قله ها مقدس بوده اند.این اماکن،پرستشگاه آدمیان بودند.چرا که کوه ها و قله ها و دره ها و یخچالهای طبیعی،مسئولیت تامین آب شیرین اهالی زمین را بر دوش می کشند.بروز هرنوع تنش و چالشی در این مهم،کیفیت زندگی زمینیان را تحت شعاع قرار خواهد داد،مهاجرت ها و بی خانمانی ها را رقم خواهد زد و خصومتها به همراه خواهد آورد.

بعد از ورود به پناهگاه و صرف ناهار بلافاصله به سمت هنیز روانه شدیم.در ساعت ۱۷:۱۵ سوار خودرو و اماده برگشت شدیم.اکنون ودر آخرین ساعات عصر جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ با قله سیالان،این چکاد سر به آسمان سائیده منطقه الموت که با نگاه نافذش همچنان ما را زیر نظر دارد وداع گفته و در مسیر برگشتیم.
مسیر برگشت و بازهم جاده نامناسب این بار در شب
جاده ایی بسیار نامناسب(بخشی خاکی)،پیچ در پیچ ،پرترافیک با خودرویی ناآماده و راننده ایی غُرغُرو ولی قابل تحمل!


القصه ساعت یک بامداد به رشت رسیدیم وبار و بنه ها را تحویل گرفته و عازم خانه های خود شدیم.غبار این صعود را شستیم ولی خاطرمان مملو از خاطره خوش یک صعود کاملا بی نقص،فنی و دلچسب شد که البته با همیت و مدیریت خاص سرپرست این برنامه و دیگر عوامل اجرایی آن از باشگاه کوهنوردی سپهر رشت بر خاطرمان نقش بست که جای تشکر فراوان دارد.

زمانبندی این برنامه:
صعود از مبدا روستای هنیز(ارتفاع ۲۲۰۰متر) تا جان پناه(ارتفاع ۳۲۰۰ متر)به مسافت ۹ کیلومتر و حدود۱۰۰۰مترارتفاع : حدود ۷ساعت
صعود از جان پناه تا قله(ارتفاع ۴۱۷۴ متر) و با حدود ۱۰۰۰مترارتفاع،سه ساعت و چهل و پنج دقیقه
فرود از قله تا جان پناه
۲/۵ ساعت
فرود از جانپناه تا روستای هنیز ۴ساعت و پانزده دقیقه
جای همه همنوردان که نبودند خالی
تا درودی دیگر،بدرود
قله سیالان




