گزارشات طبیعت گردی و کوهنوردی

قله های الیکان و تجر

قله های الیکان و تجر
گزارش صعود به قله های الیکان و تجر(رودبار)
ساعت پنج صبح بارانی مورخ سی ام فروردین نود وهشت، به همراه همنوردان همدل جملگی با عزمی راسخ و اراده ایی چون کوه استوار، بعضا با چتر در محل در ورودی ورزشگاه شهید عضدی جمع وپس از خوش وبش و احوالپرسی، سوار ماشین شدیم،روحیه های شاد و بشاش همنوردان وبذله گویی وشوخ طبعی شان در همان دم دمای صبح سحر، حکایت از در پیش بودن روزی زیبا و صعودی خاطره انگیز می نمود.پس از حرکت مینی بوسها، برخی ار همنوردان فرصت را غنیمت شمرده و در فاصله رشت تا رودبار به خوابی خوش فرورفتند تا بلکه جبران خواب شب قبل را کرده باشند.در ساعت هفت ونیم وارد روستای فیلده رودبار شدیم که در ارتفاع تقریبی هفتصد و هفتاد متری از سطح دریا قرار دارد.پس ازتوقف خودروها در مجاورت بقعه محل وبا اندکی شور و مشورت، قرارشد با توجه به نامساعد بودن هوا ،صبحانه در همان محل زائر سرای بقعه صرف گردد لذا پس از صرف صبحانه و شنیدن صحبتها سرپرست و راهنمای تیم و نیز معرفی عوامل اجرایی برنامه ، راس ساعت هفت و پنجاه دقیقه صبح درمیان نم نم باران و مه، در صفی واحد از طریق پاکوبی مشخص از کنار فنس زمینهای تفکیک شده محل (جهت ویلا سازی از ما بهتران) به سمت قله الیکان حرکت کردیم.ترنم قطران نقره گون باران آنگاه که بر رخساره لطیف گلبرگهای تازه رسته گلهای وحشی صحرایی فرود می آمد توام با جنب وجوش پرندگان و آواز خوانی های مکررشان که نشان از بیقراری آنها در این صبح بهاری میداد، توان همه همنوردان را مضاعف وشوق وصالشان به قله را دوچندان مینمود مخصوصا اینکه استنشاق اکسیژن ناب وخالص کوهستان باران خورده و فروخوردن این دَم مسیحایی روحبخش، لذت قدم زدن و کوهپیمایی را آنچنان در جسم و جان همنوردان عجین کرد که هیچکس متوجه شیبهای تند ابتدای مسیر نشد وجملگی با هم و در کنار هم و به همراهی پرندگان آواز خوان کوهستان به آواز خوانی وسرایش و شادی و گاهی نیز پایکوبی مشغول به پیمایش مسیر بودند.از جمله ویژگیهای خاص این مسیر در این فصل سال ،گلهای بسیار زیبا و رنگارنگ مسیر بود که نمونه بعضی از آنها مثل شقایق های قرمز خالدار در هیچ کجا قابل رویت نیست،شقایق هایی که میزبان قطرات بارانهای نقره ایی بودند که چون مرواریدی بر گردن عاشق کششان آویزان بود و فرصت را برای عکاسی از این جلوه های کمیاب بینظیر برای دوست داران هنر عکاسی فراهم مینمود.حتی در مسیر، گونه هایی از گلهای زیبای قرمز رنگ رویت میشد که گلبرگهای قرمزشان بشکل مخروط بودند،ابتدا تصور بر این بود که این غنچه ها، نیمه باز هستند و در روزهای آتی بطور کامل بازخواهند شد ولی با اندکی بررسی مشخص شد که گویا این گونه ها از اساس به همین شکلی هستند که این خود بر زیبایی مسیر می افزود،استراحتهای کوتاه به فراخور هوای منطقه و نوشیدن مایعات وصرف تنقلات و گامهای حساب شده در محیطی کاملا پوشیده از مه، ضمن رفع خستگی اعضای تیم، آنها را آماده نمود تا پس از عبور از مجاورت بوته گَوَنهای بغایت زیبا،که گاه گداری همراه با پس رفتن مه ،نمای قله الیکان از دور نمایان میکرد رویت وسپس بازهم قله در محاق مه فرو رود…وقتی از کنار این بوته های گَوَن عبور میکردی نا خودآگاه یاد شاهکار استا شفیعی کدکنی در سرایش شعر شهیر” به کجا چنینی شتابان “می افتادی که گویی همان آن و همان لحظه این بوته های زیبای پای در بند از تو میخواهد که کمکشان کنی تا پای از بند وابستگی بگسلند و با تو و نسیم و شکوفه ها و باران همراه گردند…!پس از پیمایش شیبی تند و در ساعت دوازده ظهر با مشخص شدن تابلوی قله یکهزار ونهصد وپنج متری الیکان، همه همنوردان روی قله بودند و جملگی شاد و سرخوش از این صعود با گرفتن عکس یادگاری پرداختند.با توجه به وضعیت نامساعد جوی و وزش باد وشدت گرفتن ریزش باران، اقامت در قله الیکان زیاد به طول نیانجامید ولذا بلافاصله از مسیری دیگر به سمت قله تجر راه افتادیم .در مسیری بکر وزیبا در بطن طبیعت بهاری که گاهی با وزش باد و کنار رفتن ابرها میشد تا فراخنای کوه و دشت و دمن و آسمان، شاهد زیبایی های منطقه بود.بعد از یکساعت پیمایش به قله هزار و هفتصد و پنجاه متری تجررسیدیم و در آنجا گردهم جمع آمدیم و با خواندن سرود قله و گرفتن عکسهای یادگاری راه بازگشت را که اکنون بدلیل شیب زیاد و سنگلاخ بودن مسیر ونیز سُری بودنش بدلیل ریزش یاران کمی چالشی شده بود ،طی کردیم راس ساعت چهار عصر به محل بقعه وارد و پس از صرف نهار و.پذیرایی چای گرم لب سوز لب دوزتوسط جناب آقای حبیبی، سوار ماشین شدیم و عازم رشت شدیم.روزی زیبا با همنوردانی از جنس آسمان و دلی به بزرگی دریاف توام با خاطره ایی ماندگار برای همه ما.جای همه همنوردانی که نبودند سبز و مهرشان تا ابد در دلمان باقی
به امید تکرار چنین خاطرات خوب…
پارس گیلدا
قله های الیکان و تجر

تعدادی از عکسهای منتخب این صعود

شقایق خالدار یکی از گلهای زیبای این مسیر که نظیرش را درهیچ کجا ندیده بودم
قطرات باران همچون مرواریدی بر گردن این شقایق
اوج زیبایی
از جمله گلهای زیبای منطقه که اسمش را پیدا نکردم(توضیح در متن)
گَوَن زیبا
زیبایی قطرات باران
با تشکر از باشگاه کوهنوردی البرز رشت
پی سی اسکریپت

مدیر سایت

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست..! "حافظ" ......؛نام و نام خانوادگی:حسین شعبانی مژدهی ؛ شغل: آزاد؛ تحصیلات: لیسانس در مهندسی؛ متاهل و پدر ؛ علاقمند به طبیعت گردی و کوهنوردی و عکاسی ومستندکردن تجارب نزدیک به هفت دهه پیمایش در این محنتگه خاکی..

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن